<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>محمود ناظری mahmood nazeri</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/</link>
<description>درباره ی تئاتر و نمایشنامه نویسی و ترانه سرائی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 28 Nov 2009 17:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یک نکته جالب از جشنواره تئاتر </title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-499.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چند تا مثلا کارشناس بودیم و وسط حرفامون رسیده بودیم به یک نمایش که اسمشو نمی گم.... من داشتم خیلی راحت می گفتم که وسط نمایش یه صحنه بود که تاریکیش خیلی طولانی شده بود و شخصیتهای نمایش توی تاریکی داشتن با هم حرف می زدن در حد زمزمه و خیلی خسته کننده شده بود و اینکه نمی شه نوآوری و فلان...یه کارشناس محترم دیگه هم با حرارت داشت توضیح می داد که نخیر تاریکی تبدیل به یک شخصیت شده بود در این نمایش و کارکردش جزو متن شده بود و جوونا دارن کارای جدیدی می کنن که ما باید خودمون رو به روز کنیم و اینارو بفهمیم و خلاصه دفاع می کرد از این اتفاق.....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بعدا کاشف بعمل اومد که اون قسمت از صحنه برق پروژکتورها قطع شده بوده و طول کشیده تا درستش کنن واسه همین تو تاریکی اجرا رو رفتن!! ها ها ها.....&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 17:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=499</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-499.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ ناصر مردانی در باره تئاتر دانشجویی شیراز</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-498.aspx</link>
<description>دوستم ناصر مردانی مطلبی در وبلاگش می ذاره و تاریخچه تئاتر دانشجویی از زمانی که بوده رو می نویسه &lt;A href=&quot;http://nassermardani.blogspot.com/&quot;&gt;http://nassermardani.blogspot.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این لینک وبلاگشه و اینم بخشی از مطلبش&lt;/P&gt;
&lt;H3 class=&quot;post-title entry-title&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://nassermardani.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html&quot;&gt;از میز پینگ پنگ تا حیاط عباس آقا! (قسمت دوم) - ضربه را وارد کن!&lt;/A&gt; &lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=post-header-line-1&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;post-body entry-content&quot;&gt;من و &quot;حمید کاظم زاده&quot; به سرعت پدیده ای را در جهاد دانشگاهی کشف کردیم كه او هم انگارمدت ها بود دنبال ما می گشت تا یک گروه درست و حسابی را تشکیل دهیم. یک روح نا آرام، بی قرار، منتقد، دشمن ابتذال و البته شاعر. او همانی بود كه ما می خواستیم و ما همانی بودیم كه او دنبالش می گشت. &quot;محمود ناظری&quot;كه اوایل در قامت یک جوان اهل شعر ظاهر شد به سرعت به داستان نویسی و بعد نمایشنامه نویسی روی آورد.&quot;تز&quot; نام اولین نمایش کوتاهی بود از نوشته های او كه به کارگردانی من و بازیگری &quot;حمید کاظم زاده&quot;، &quot;بهزاد دوران&quot; ، &quot;محسن آرضی&quot;، &quot; مرجان زحمتکشان&quot;، &quot; جبار محسن نژاد&quot;و... به صحنه رفت؛ اين نمایش كه با اجرای خوب توانست با مخاطبینش در یکی از شبهای هنر سال ۱۳۶۸ ارتباط برقرار کند، روایت دانشجویی است كه نا امیدانه به دنبال سوژه مناسبی برای تز خود می گردد و در این راه به آدم ها و حوادث گوناگونی بر می خورد. &quot;تز&quot; به ما روحیه داد تا دست به کار های بزرگتر بزنیم.&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;ادامه در ادامه مطلب...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 23:50:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=498</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-498.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک و چند نکته</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-497.aspx</link>
<description>به گروه نمایشی  درهای نیمه باز و زیر زمین و ورسیون اول تبریک می گم بخاطر موفقیت در جشنواره تئاتر استانی و راهیابی به منطقه ای 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به محمد مطهری پور و نسترن آزاد با نمایش زیر زمین و اجرای خیلی خوبشون که تاثیر واقعیشو که دنبالش بودن در اجرای سالن لایق می شده دید....امیدوارم توی جشنواره منطقه ای هم موفق باشن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسب مقام اول بازیگری مطهری و دوم کارگردانی آزاد و بازیگریش غیر منتظره نبود و حقشون بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به گروه نمایش درهای نیمه باز...امیدوارم با رفع برخی کاستیها و کوتاه کردن نمایش نذارن بازیهای عالی بخصوص بازی شیوا فلاحی که معلومه براش حسابی رنج کشیده و مقام اول رو هم کسب کرد و دغدغه موجود در متن بخاطر کمی کشدار شدن کار  جایگاه واقعیشونو پدیدار نکنه....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و به گروه کازرون...که مطمئنم انتخاب اونا و چند جایزه شون در جشنواره و کارگردانی اول جشنواره شدنشون بخاطر این نیست که دکتر دلخواه هم متولد کازرونه! خیلی از بچه های تئاتری  روی هم رفته از کار بدشون نیومده بود اگرچه چراغهای رابطه کمی تاریک بودند که بیشتر بخاطر متن بود...به نظرم اگه بخش شروع و پایانی رو که با روند و فضای کار سنخیت نداشت حذف کنن نمایش یکدست تر بشه....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای سه گروه نمایشی استان در جشنواره منطقه ای ارزوی موفقیت دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما چند نکته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راه افتادن کانونهای نمایشنامه نویسی بازیگری و کارگردانی و منتقدین رو می شه به فال نیک گرفت در جهت تصمیمات مستقل و حضور مستقیم تر و آزادانه و براساس رای جمعی در انتخاب بازخوان و بازبین برای جشنواره ها و اجرای عمومی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعلام نظر و انتخاب این کانونها در جشنواره و اختصاص جایزه به منتخبین اونا یعنی حمایت و ابراز وجود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه کانون نمایشنامه نویسان و منتقدین و بازیگران انتخابی داشتند که  معلوم شد همونهام  انتخاب داوران جشنواره بوده  و این نزدیکی آرا نشونه جالبی  بود بهرحال... ولی کانون کارگردانان از این قضیه فاصله داشت که اگه انتخابشون بهرحال در روند خودش شکل گرفته بوده باشه اصلا این عدم مطابقت یا تطابق به خودی خود می تونه مهم نباشه ولی ماجرایی بر چگونگی انتخاب شکل گرفته که دوستان عزیز در این کانون از همین حالا باید متوقفش کنن و نذارن تکرار بشه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظرم گروه نمایشی پرسه های موازی  کمی مورد کم لطفی واقع شدن...کارگردانی متنی سخت و ذهنی  به چشم نیومد و توی بازیها می شد حداقل اونا رو اینجور نادیده نگرفت....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داوری خیال خودش رو به نوعی با نحوه انتخابشون راحت کرده بودن...با اینکه داوری در کل خوب و قابل قبول بود اما اینکه در مثلا بازیگری از چند نفر تقدیر کتبی بشه و در هر رتبه مشترکا چند نفر انتخاب بشن می تونه نشونه عدم تشخیص نکات ظریف و تمایز قائل شدن باشه...اینکه مثلا ۱۳ بازیگر زن داشته باشیم که هشت نفرشون جایزه بگیرن یعنی چی؟ هیچ جای دنیا اینهمه انتخاب نهایی وجود نداره...توی همین انتخابهای سوم و تقدیر جای بعضی بازیگرا واقعا خالی بود و جایزه گرفتن برخی هم تعجب آور...اما در انتخابهای اول و تا حدودی دوم انتظارها  براورده شده بود.... بهرحال از ناداوری و اعمال سلیقه و باندبازی و رفیق بازی و مرید و مرادبازی - مانند برخی سالها- خبری نبود و این خودش یعنی اتفاق فرخنده! یعنی تلاش کنید و خیال نکنین براحتی آب خوردن و از پیش معلوم شده شما برنده خواهید بود.البته امیدوارم کسی ناراحت نشه و به کسی برنخوره اونایی که انتخاب نشدن برخیشون ممکنه از شمول این نظر خارج باشن....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 00:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=497</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-497.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در ادامه جشنواره تئاتر استانی</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-496.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;اتاق پرو.... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;متنی بر اساس یا اقتباسی از داستانی از وودی آلن - البته این موضوع که نه در بروشور و نه در پوستر و نه در بولتن و هیج کجا  ذکر نشده بود باعث تکدر خاطر خیلی ها شد که از سجاد افشاریان بعید بود...خصوصا که کسانی داستان رو پیدا کرده بودن و کسی مثل دلخواه که اصلا خودش امریکا درس خوونده متن رو خوونده بود  که گویا جایی جایزه هم گرفته این متن و من شنیدم که مطابقت نعل به نعل زیادی با هم داشتند که دیگه اسمش اقتباس و اینا یست-...بهرحال این موضوع خیلی به ضرر گروه تموم شد..کار جمع و جور و هماهنگی که ارتباط برقرار می کرد و در فضای خودش هنگام اجرا همراهش می شدی با بازیهای خوب...طنزش و برخی هجویاتش تو رو می خندوند و  شما با یک روحیه شادتر از سالن می اومدی بیرون و همین خودش کار آسونی نیست که کاری سرگرم کننده باشه و ازش لذت ببری....برای من این درونمایه رو هم داشت به سبک وودی آلن که هی تماشاچی ، تو هم توی خودت یه گوگل ماس داری ها ناقلا!!...البته قبل از اینکه کارگردانی به چشم بیاد ، چفت و بستهای متن و موضوع و شخصیتهای وودی آلن جذابیت اصلی نمایش بود و البته در اینطور کاری باید از شوخیهای فیزیکی پرهیز کرد چون راسته ی کار وودی الن نیست! بازی نقش مادام بواری در اندازه ی بقیه نبود و جذابیت بیشتر به کلام و موقعیتها برمی گشت و کمتر تابلو یا لحظه های نمایشی یافت می شد.... بهرحال قرار نیست هر تئاتر جدیتش به معنی و مفهوم تلخی و تراژدی باشه...قرار نیست به مخمون خیلی فشار بیاریم و دنبال مفاهیم فلسفی بگردیم...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اتوپیای مشکوک&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اجرا روی صحنه ابوریحان به شیوه ی کف تالار لایق! جا نبود و بزرگترین ضربه کار از همینجا ناشی شد....یکی دو تا بازی خوب دو داستان موازی که راحت حرفشو می زد و البته تلخ ...با وجود اینکه در اجرا فقط خنده ی مخاطب بلند می شد که به بازی نقش مرد افغان برمی گشت ..خیلی از دیالوگهاش مفهوم نبود در حالیکه زنش واضحتر حرف میزد....در بخش ایرانش هم بازی زن روانتر بود و همراه با درک بیشتری از شخصیت.... افغانها با امید و ارزو ی زندگی بهتر می خواهند به ایران بیایند و بچه ای که در راه است قرار است بعد از تولد به کار گدایی گرفته شود و ایرانیها نیز با آرزو و امیدهایشان برای زندگی بهتر عزم کانادا دارند و بچه ای که اگر بیاید قرار است وسیله ی اقامت انها شود...خوشبختی کجاست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پشت پرده&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نمایشی براساس خیمه شب بازی ایرانی با یاداوری دیگر سنتهای نمایشی ایران و با متنی  هوشمندانه تر که پیچشهای دراماتیک با ان همراه شده..با ادای دینی به پینوکیو... به نظر می رسد که ورود و خروج ادمهایی با لباس سفید کارگری و آچار و سیگار  نمایش را از ریتم و فضای روان خودش خارج می کرد هرچند با قصد امروزی کردن مدرن کردن یا تلفیق فضای دیروز و امروز یا هر چیز دیگری انجام شده باشد.. بازیگر زن تواناییهای خوبی از خود نشان می داد و موسیقی ایرانی در خدمت ایندست نمایشها در این نمایش مجال بروز خلاقیتها و کاربردهایش را می یافت.....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 00:16:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=496</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-496.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشنواره تئاتر استانی روز دوم</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-495.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;ببخشید دیر سر زدم...آدرس ابوریحان و لایق رو دوست عزیزی خواسته بود: دروازه کازرون-مجموعه ی خانه فرهنگ ابوریحان.....این خانه فرهنگ هم کمی بعد از پل هوایی دروازه کازرون و پشت بیمارستان واقع شده.هم از خیابان گلکوب راه داره و هم از کوچه جنب بیمارستان در خیابان اصلی&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;.....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روز دوم جشواره:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;به نظر من جشنواره از ظهر روز دوم شروع شد. یعنی با نمایش ورسیون اول کاری از کازرون کمی حالمان خوب شد و با دیدن نمایشهای زیر زمین و درهای نیمه باز بهتر شدیم و نفسی کشیدیم. درک صحیح و تلاش مشهود برای درک صحیح از متن و یا فضای نمایش، و تلاش برای ارائه خوب آن در بازیها، طراحی صحنه، کارگردانی ، نور ....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در ورسیون اول ، بهرحال با ایده ای در اجرا برای ارائه مواجه بودیم که برای ایده و نحوه ارائه بسیار زحمت کشیده شده بود و هماهنگی نسبی خوبی وجود داشت. لااقل برای ان خوب فکر شده بود ...هرچند این ایده به دلیل نقص در متن و ضعف نمایشنامه در اجزا و گنگی برخی پاره ها، به شکل چندان منسجمی در نهایت به مخاطب منتقل نمی شد و ما با قطعات منفک از هم روبرو بودیم درنهایت.... قطعه فسفری ادم و حوا در اول و پایان نمایش با کلیت کار چفت و بست پیدا نمی کرد. بازیها با ایده کارگردانی هماهنگ بود- بجز شروع و پایان- و هر قطعه برای خودش خوب درامده بود اما  در ارتباط کلی با مخاطب مشکل وجود داشت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;زیر زمین یک کار شسته و رفته و در عین حال با ضرباهنگی تند که با جوهره ی متن کمی نامتناسب نشان می داد یا لااقل باعث می شد که القا  و ارائه فضای واقعی مستولی بر داستان و وضعیت شخصیتها  دچار کاستیهایی گردد. بازیهای روان و بدون اغراق و کارگردانی غیر خودنمایانه بستری برای ارتباط متناسب با مخاطب یافته بود ....همذات پنداری با رخداد صحنه - اعم از کاراکتر،فضا،حادثه یا موضوع،حرکت یا سکون، - از جمله موفقیتهای نمایش بود ...البته به نظر می رسد در متن یا نوع برداشت از متن در این کار ابهاماتی در نکاتی وجود داشت مانند اینکه آیا ماندگار- علیرغم عقب ماندگی و کمی جنون و بیماری روحی - واقعا از نحوه پول دراوردن خواهرش بی خبر است یا خود را به بی خبری می زند؟...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;البته اجرای سوم نمایش زیرزمین در تالار لایق بعد از شنیدن این نکته ها در جلسه تحلیل و بررسی  بسیار عالی تر بوده است. شاید برخی نکات بالا و کاستی ها بخاطر اجرا در قاب صحنه ابوریحان  اتفاق افتاده باشد....انچنان که دیگر بعضی جوک تعریف کردنهای ماندگار  اشک از چشم مخاطب جاری کرده است و این یعنی برداشت درست از متن و موقعیت و شخصیت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;درهای نیمه باز- نمایشی که بازیهای خوب آن و متنی که می توانست قابل تامل باشد، تحت الشعاع شیفتگی گروه نسبت به متد و نحوه رسیدن به متن و اجرا - اتود و کارگاهی- شده بود و بخاطر کش آمدن خسته کننده می شد.در واقع نمایش با پایان صحنه دوم تمام شده بود و کل صحنه سوم آن اساسا بجای رخ دادن در روی صحنه باید در ذهن تماشاگر و بعد از خروجش از سالن شکل می گرفت که یکی از ده ها برداشت یا سوالی بود که می توانست مخاطب با خود ببرد . لزومی به انتخاب یکی از انها و بازگویی اش در طول نمایش نمی بود به نحوی که انگار با نمایشنامه ی دومی روبرو شده بودیم و با همان نحوه ی شروع که دیگر اینجا اضافه و تکراری می نمود.دراین باره بیشتر خواهم نوشت &lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازیهای راحت - که رسیدن به آن هرگز راحت نیست- بخصوص بازیگر نقش زن و دغدغه گسترش یافته در متن که همراه با چالش و کشمکش و گره بسط پیدا می کرد و ساختاری دراماتیک را رقم می زد از محاسنات کار بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک اجرا در ده دقیقه یا بیشتر و در تاریکی فقط زمزمه هایی می شنیدیم  که بعد شنیدم برق پروژکتور قطع بوده و تمهید خود کار نبوده...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فشار به گوشهای خود و مثل خفاش تیز شدن تا کلام بازیگر شنیده شود حسن کار نیست حتی اگر بخواهند بگویند امنیت وجود ندارد و صداها شنیده می شود- در باز مانده ی راه پله و احتمال ورود ناغافل صاحبخانه در هر آن- و بنابراین آهسته حرف می زنند! که بازیگر باید بتواند این را برساند بی انکه تماشاگر نشنود. اگر هم لحظه هایی انتخاب شده که دیالوگها مهم نبوده اند این لحظات بسیار طولانی بودند و آزار دهنده در حالیکه بهرحال داشتند با هم حرف می زدند و چند بار هم اتفاق می افتاد و اضافی بود....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 22:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=495</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-495.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز اول جشنواره تئاتر چنگی به دل نزد</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-493.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آواز دهل شنیدن از دور خوش است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;راستش هرچه  پیش -خبر  داده بودم درمورد اتفاقات تئاتری تا اینجایش تو زرد از آب دراومد! امیدوارم به روزای بعدی...ولی اگه تا همینجاش از ۱۶ تا کار ۴تاش رو در حد تئاتر استان نبینی - بخاطر اینکه یکیش کپی کار پارسالی خودشون بود به نوعی حالا هرچند به اسم ورسیون دوم و از این حرفا، که همون ورسیون اول هم کپی نمایش صاحب اصلیش در بوشهر بوده که اگه دوستان بخوان نام و نشانی می دم برن از دوستان تئاتر بوشهر و تربیت پرس و جو کنن- و لذا کار جدید محسوب نمی شد و با اینحال قابل تحمل تر از کارای دیگه بود-- می شه گفت بقیه شو خدا رحم کنه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;البته خب به دو سه تا اسم امید دارم تا ببینیم روزای بعد چی مشه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فقط چند نکته:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تئاتر که کنسرت موسیقی نیست . اگه می خواستم گیتار زنی دوستان و صداشونو بشنوم خیلی بیشتر لذت می بردم تا روی صحنه تئاتر و به اسم موسیقی تئاتر!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;درسته که بهرحال تناسب اندام و جذابیت بخشی از خوش شانسی برای موفقیت یه بازیگره، اما همه ش  که این نیست. حتی نمی تونم بگم لازمه ولی کافی نیست چون برخی بازیگرا خلافشو ثابت کردن که اصلا لازم نیست...مثل کی؟ اگه گفتین؟ بهتره بگم کی ها...چون خیلی ان...یکیش انتونی کویین...البته من منظورم اقایون نبود شاید برای خانما فرق کنه نمی دونم...ولی بهرحال بیان ، تحلیل درست شخصیت، حس و...خیلی چیزا لازمه که من بی تخصص وقتی می بینم بگم چه بازی گیرایی مثلا!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;برخی دوستان قرار بود در طول تمرین متن رو اصلاح کنن نه خرابترش کنن...اجراها حتی حق مطلب متن اولیه رو هم ادا نکرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;راستش من دو تا نمایش توی داراب دیدم و یه نمایش از حمید وامق رو در حدی که خودشون معتقد بودن این تقریبا ۵۰ درصد کاره و در اون شب خاص ۲۰ درصد...می خوام بگم هرسه ی اینکارها از هر چهار نمایش روز اول مستحق تر برای حضور در جشنواره بودن...اینو قاطعانه می گم...اجرای عمومی که رفتن ببینین و قضاوت کنین&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فعلا تا فردا&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 22:20:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=493</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-493.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جدول برنامه جشنواره تئاتر استانی</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-492.aspx</link>
<description>امیدوارم با تغییرات کمی همراه باشه: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ&lt;STRONG&gt;نجشنبه 28آبان&lt;/STRONG&gt;: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مرگ موش&lt;/STRONG&gt; سالن ابوریحان دو اجرا در ساعتهای 10 و 12 - &lt;STRONG&gt;خدای مورد نظر در دسترس نیست&lt;/STRONG&gt; سالن لایق دو اجرا ساعت 10 و 12-- &lt;STRONG&gt;شب نامه&lt;/STRONG&gt; تالار ابوریحان 5 و 7 عصر-  &lt;STRONG&gt;پرنده های گیتار&lt;/STRONG&gt; لایق 5و7 &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;جمعه: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دیوار&lt;/STRONG&gt;  ابوریحان 10 و 12- &lt;STRONG&gt;ورسیون اول&lt;/STRONG&gt;  لایق 10و12- -&lt;STRONG&gt;زیرزمین&lt;/STRONG&gt;  ابوریحان 5و7- &lt;STRONG&gt;درهای نیمه باز&lt;/STRONG&gt;  لایق 5و7 &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شنبه :&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دو متر در دومتر جنگ&lt;/STRONG&gt; ابوریحان 10و12- &lt;STRONG&gt;اتاق پرو&lt;/STRONG&gt;  لایق 10 و12 - -&lt;STRONG&gt;منظومه شخصی&lt;/STRONG&gt; ابوریحان 5و7- &lt;STRONG&gt;پرسه های موازی&lt;/STRONG&gt; لایق 5 و 7- &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;یکشنبه :&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پشت پرده&lt;/STRONG&gt; 10 و 12 ابوریحان- &lt;STRONG&gt;مجلس ترحیم موجودی&lt;/STRONG&gt;..10 و12 لایق-- &lt;STRONG&gt;اتوپیای مشکوک&lt;/STRONG&gt; 5و7 ابوریحان-&lt;STRONG&gt;داستان نوستالژیک&lt;/STRONG&gt; 5.7 لایق&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;دوشنبه&lt;/STRONG&gt; : &lt;STRONG&gt;اختتامیه&lt;/STRONG&gt; ساعت 6 -تالار حافظ - &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمنا هر روز در ساعت هشت و نیم شب &lt;STRONG&gt;جلسات نقد و بررسی&lt;/STRONG&gt; هر چهار نمایش برگزار می گردد. همچنین نمایش خیابانی هر روز ساعت ۶ونیم عصر در محوطه و حیاط ابوریحان اجرا می شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 19:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=492</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-492.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره نشان فروهر - همراه با تصویر</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-491.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند،ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان &quot; فره وشی&quot; یا &quot; فروهر&quot; نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;1 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;2 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش &quot;دادار هستی اورمزد&quot; خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;3 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;4 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;5 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان &quot;اشو زرتشت&quot; دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی لهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;6 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به &quot; دایره روزگار&quot; و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;7 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد .یکی سوی راست و دیگریسوی چپ.نخست&quot; سپنته مینو&quot; که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری &quot;انگره مینو&quot;که نشان از نیروی شر واهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود ونابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://dl-dj.persiangig.ir/Pic-Web/farvahar.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;8 -&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=tahoma&gt;انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 19:35:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=491</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-491.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>‌نمایش‌های راه یافته به دوازدهمین جشنواره تئاتر استان قزوین معرفی شدند-از درون به برون در قزوین</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-490.aspx</link>
<description>&lt;H4 id=newsComposer&gt; &lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;‌برای دوست عزیز محمد بذرافکن- تئاتری شیرازی که ساکن قزوینه- و متنمو قابل دونسته آرزوی موفقیت دارم.&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt; &lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;نمایش‌های راه یافته به دوازدهمین جشنواره تئاتر استان قزوین معرفی شدند. &lt;/H4&gt;
&lt;DIV id=newBody&gt;
&lt;P&gt;به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین، ناصر ایزدفر مسئول انجمن نمایش با اعلام این خبر گفت:«‌‌از بین 20 گروه‌ تئاتری که نمایش‌های خود را به منظور شرکت در جشنوراه استانی اعلام کرده بودند، 7 نمایش برای شرکت در دوازدهمین جشنواره تئاتر استانی‌ انتخاب شده ‌است.» &lt;BR&gt;مسئول انجمن نمایش استان قزوین ادامه داد:«نمایش‌های راه یافته به دوازدهمین جشنواره تئاتر استان قزوین عبارتند از: &quot;ابدیت&quot; به کارگردانی مرتضی نجفی، &lt;STRONG&gt;‌&quot;از درون به برون&quot; به کارگردانی محمد بذرافکن،&lt;/STRONG&gt; &quot;دو متر در دو متر جنگ&quot; به کارگردانی مسعود خواجه‌وند، &quot;هنگامی که آسمان شکافت&quot; به کارگردانی کیوان حبیبی، &quot;کوچه پشت کلانتری تیر چراغ برق&quot; به کارگردانی وحید محمد‌بیگی، &quot;پسر حاجی بابا جان&quot; به کارگردانی بهنام علی بخشی، &quot;هورا&quot; به کارگردانی حمید‌رضا میر‌آخور که از‌ 23 تا 25 آبان‌ماه در سالن آمفی تئاتر علامه رفیعی(ره) ‌روی صحنه می‌روند.»&lt;BR&gt;وی افزود:«برگزیدگان جشنواره استانی به منظور شرکت در جشنواره منطقه دو کشوری که در تهران برگزار می‌شود، معرفی خواهند شد.»&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 19:30:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=490</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-490.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیستمین ‏جشنواره استانی 28 آبان تا اول ‏آذر ماه در شیراز برگزار می‌شود</title>
<link>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-489.aspx</link>
<description>&lt;H4 id=newsComposer&gt; &lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;نمی دونم چرا از نمایش احسان شادمانی و مهدی شاه حسینی خبری  در این انتخاب نیست.آخه شنیده بودم جزو کارهای انتخابی هیئت بازبینی بوده - همینطور متنی به نام درهای نیمه باز رو  یادم نمی یاد توی بازخوانی خوونده باشم. ضمنا احتمالا کازرون و آباده از مسیر دیگری جز بازخوانی متون به این مرحله رسیده باشند چون متون اونها رو هم نخوندیم. ممکنه مثل نمایشهای انتخابی داراب باشند که توسط هیئت داوران در جشنواره داخلی اون شهر به  بازبینی معرفی شدند...البته دو تا نمایش شهر داراب انتخاب نشدند و من خودم بی صبرانه منتظرم جشنواره شروع بشه و کارهارو ببینم تا مقایسه کنم و نظر خودمو بدم که سلیقه بوده  عدم انتخابشون یا حق بهرحال...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به بقیه دوستان شرکت کننده در جشنواره تبریک می گم و امیدوارم موفق باشند.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;بیستمین ‏جشنواره استانی 28 آبان تا اول ‏آذر ماه در شیراز برگزار می‌شود. &lt;/H4&gt;
&lt;DIV id=newBody&gt;
&lt;P&gt;به گزارش خبرنگار سایت ایران تئاتر از شیراز، در این جشنواره 12 ‏نمایش از میان 40 اثر ‌توسط احمد آرام، غلام‌رضا ‏عباسی و نعمت‌الله لاریان بازبینی شد. ‌&lt;BR&gt;لازم به ذکر است این جشنواره در ‏خانه فرهنگ شماره 2 (تالار ابوریحان- تالار لایق) برگزار ‏می‌شود. ‏&lt;BR&gt;اسامی نمایش‌های شرکت کننده در جشنواره از شیراز به ‏شرح زیر است:‏&lt;BR&gt;&quot;پرسه‌های موازی&quot; به کارگردانی پیام لاریان&lt;BR&gt;&quot;اتاق پرو&quot; به کارگردانی کامران حسینی&lt;BR&gt;&quot;درهای نیمه باز&quot; به کارگردانی کمال هاشمی&lt;BR&gt;&quot;داستان نوستالوژیک یک مرد عقیم...&quot; به کارگردانی ‏آرمان طیران&lt;BR&gt;&quot;سه اتوپیایی مشکوک&quot; به کارگردانی نگار عدالت&lt;BR&gt;&quot;پرنده‌های گیتار&quot; به کارگردانی داریوش ثمر&lt;BR&gt;&quot;منظومه شخصی&quot; به کارگردانی مهدی امین لاری&lt;BR&gt;&quot;زیر‌زمین&quot; به کارگردانی نسترن آزاد&lt;BR&gt;اسامی نمایش‌های شرکت کننده از شهرستان‌های استان فارس:‏&lt;BR&gt;&quot;دیوار&quot; (مرودشت)‏&lt;BR&gt;&quot;دو متر در دو متر میدان جنگ&quot;  (لار)‏&lt;BR&gt;&quot;ورسیون اول روزگار صفر&quot; (کازرون)‏&lt;BR&gt;&quot;پشت پرده&quot; (آباده)‏&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 19:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mahmoodnazeri&amp;postid=489</comments>
<dc:creator>mahmoodnazeri</dc:creator>
<guid>http://mahmoodnazeri.blogfa.com/post-489.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
