تبليغاتX
محمود ناظری mahmood nazeri
درباره ی تئاتر و نمایشنامه نویسی و ترانه سرائی
 درباره راه آهن شیراز - اصفهان!
دو سه مطلب قبل بعضی رو عصبانی کرده نمی دونم چرا....اون مطالب اخباری هستن که منتشر شدن و اینجا یه بار دیگه منعکس و درواقع اطلاع رسانی شدن...من نظراتو پاک کردم ولی یه بنده خدایی نوشته بود مگه راه آهن فارس اصفهان رو براتون افتتاح نکردن و شما نمک خوردین و نمکدون شکوندین!! فارغ از این مطلب که اگه - اگه- دولتی به وظیفه ش عمل کرد- نوکریش- مگه باید منت بذاره و در عوض فقط انتظار تجلیل داشته باشه و تعریف و تمجید....عرضم به حضورتون با درامد سرسام اور ۳۰۰ میلیارد دلاری نفت گمون نمی کنم راه اهن همچین فیل هوا کردن محسوب بشه...با اینحال برای  اطلاع این بنده ی خدا ی طلبکار اخباری رو در مورد راه آهن مدنظر اینجا اطلاع رسانی می نمایم که قضیه افتتاحش به کجا کشیده:

پروژه‌اي كه افتتاح آن 3 روز دوام آورد
توقف قطار شيراز - اصفهان تا اطلاع ثانوي

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  |
 نتایج بازخوانی متون نمایشی جشنواره تئاتر ایثار اعلام شد
نتایج بازخوانی متون نمایشی جشنواره تئاتر ایثار اعلام شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: نتایج بازخوانی متون نمایشی جشنواره تئاتر ایثار در بخش بزرگسالان اعلام شد.

به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، به نقل از معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید، نمایشهای پذیرفته شده عبارتند از :"بهیگ"‌ نوشته‌ حسن حاجت‌پور، "حریر بر زمینه سرب" نوشته مهدی ایوبی، "به رنگ حماسه" نوشته عبدالرضا حیاتی، "فرزندان زیتون"‌ نوشته علی حلوی، "سمفونی روی گدازه‌های داغ آتشفشان"‌ نوشته‌ میلاد اکبرنژاد، "راز حصار"‌ نوشته امیرحسام حسنی‌زاده، "منطقه آرام"‌ نوشته محمد شجاعی، "دریا دوباره دریاست"‌ نوشته فرهاد ارشاد، "پارو آسفالت بذار"‌ نوشته حسین فضل‌الهی، "یک روز روشن خدا"‌ نوشته یوسف فخرایی ،"شنبه‌های رفتن"‌ نوشته محسن زمانی،"از درون به برون" نوشته محمود ناظری،"سرهنگ مسلسل جاده" نوشته حسین زارعی مشروط، "آقای معلم سلام"‌ نوشته حسن حاجت‌پورمشروط، "به خواب‌هایت لنگر انداختم"‌ نوشته اکبر آئین مشروط، "قلب بابام مال تو قول بابام مال من" نوشته ندا ثابتی، "خط سوم" نوشته حمیدرضا نعیمی، "برگزین" نوشته حمیدرضا آذرنگ، "مرد جلبکی" نوشته اسماعیل بایگی، "این سوی پل پشت پنجره" نوشته مهسا دهقانی‌پور، "باشکوه بود واقعا باشکوه بود" نوشته رسول بانگین، "در قاب‌های تمام قد" نوشته سپیده خجسته‌نژاد، "جبهه‌ای در شمال شرقی" نوشته علیرضا حنیفی، "ارغوان" نوشته ملیحه مرادی، "بازیافت" نوشته میثم ماهان، "گاومیش" نوشته حامد مهینی، "بهشت با طعم پیاز" نوشته خسرو امیری، "طاقت حرف راستو داری" نوشته احمد غلامی، "انتظار با چادرسیاه" نوشته مهدی نصیری، "ترانه‌ای برای آیدا" نوشته حمیدرضا نعیمی. "کابوس" نوشته شهرام کرمی، "نغمه‌های هامون" نوشته احمدرضا آخوندزاده،"آذر" نوشته دکتر پوررضائیان "باد که می‌نویسد" نوشته آرش عباسی، "به صحرا شدم عشق می‌بارید" نوشته علی وطن‌دوست، "استخوان‌ها صدا کند تاخ تاخ" نوشته صحرا رمضانیان، "ضجه در باد" نوشته علی شکری "بعد از جنگ" نوشته مهدی ایوبی، "تندیس" نوشته مهدی ایوبی، "آراء" نوشته مهدی نصیری، "آن سوی جنگ" نوشته حمیدرضا صانعی‌فرد، "خاکریز شمالی" نوشته علیرضا حنیفی،"آن سوی پل" نوشته نادر ساعی‌ور، "همیشه ماندگار" نوشته حسن باستانی، "دو نفر بودیم" نوشته علی کوچکی، "عشق آمدنی است عاشق ماندنی" نوشته علی حاج علی عسکری(مشروط)، "چه کسی باید برود" نوشته افشین رشیدی(مشروط)، "ترس دروازه‌بان از ضربه پنالتی" نوشته کرامت یزدانی(مشروط)، "50- 30/6/59" نوشته کرامت یزدانی(مشروط)، "یه شب مهتاب" نوشته عباس بالطبع(مشروط)، "مردی با چشمان آبی" نوشته خسرو امیری(مشروط)، "هنگامه" نوشته محمود ناظری(مشروط)، "لیلوا" (مروارید) نوشته سعید بهروزی(مشروط)، "پچ پچ غزل‌های سلیمان پای دیوارهای ..." نوشته هوشنگ جاوید(مشروط)، "قرار و مدار" نوشته بهرام صادقی(مشروط)، "قناری" نوشته پژمان شاهوردی(مشروط)، "اینجا کسی هست" نوشته مالک سراج(مشروط)، "سارا" نوشته امیر بدرالطالعی(مشروط)، "شب هندوانه" نوشته علی زیستی، مشروط، "دندون طلا" نوشته احسان رحیمی(مشروط)، "آن سوی رویاهای من" نوشته محمدرضا آریان‌فر(مشروط) و "رنگ و ترنج" نوشته یونس صحرارو(مشروط).

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388  |
 حجت الاسلام طباطبایی در برنامه این شبهای تلویزیون احمدی نژاد را عامل حوادث بعد از انتخابات دانست
 

حجت اسلام طباطبایی در برنامه زنده تلویزیونی  این شبها ویژه ی مبعث حضرت رسول اکرم  در بخشی از برنامه و در بخشی از پاسخ به پرسش مجری که اگر پیامبر در جامعه کنونی ما حاضر می شد چه کارهایی را صحه می گذاشت و ما چقدر به او و توصیه هایش نزدیک یا دوریم و...... گفت  اگر رییس جمهور کنونی بعد از اعلام نتایج انتخابات در سخنرانی اش در ولی عصر آنطور حرف نمی زد و به ملیونها نفر توهین نمی کرد و سیادت را به سخره نمی گرفت ، آن وقایع و حوادث بعد از انتخابات ایجاد نمی شد.

قابل ذکر است که منظور وی از تمسخر سیادت ، به این رفتار احمدی نژاد برمی گردد که شال سبز را دور گردنش انداخت و گفت من خودم پسر پیغمبرم!!!!

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
 پاسخ چند سوال -آرش حجازی و ندا آقا سلطان
http://arashhejazi.blogspot.com/2009/07/blog-post_7863.html

پاسخ چند سوال

سلام،

بعد از انتشار یادداشت قبلی ام درباره ی مرگ ناگوار ندا، در کنار صدها پیام محبت آمیز و دلگرم کننده، سؤالاتی از طرف معدودی خوانندگان محترم این وبلاگ مطرح شده که برای روشن شدن موارد، سعی می کنم به آن ها پاسخ بدهم. البته توهین ها و اتهام ها را بی جواب می گذارم و آن ها را به درگاه قضا وامی گذارم. هرچند بسیاری از خوانندگان عزیز قبلا به خیلی از این سؤال ها جواب داده اند.

1. چرا چهار روز قبل از کشته شدن ندا به ایران آمدم و بعد ایران را ترک کردم؟

من در انگلستان مشغول تحصیلم. دوران تعطیلات تابستانی ام بود و بلیت بازگشت به تهران را از سه هفته قبل خریده بودم. روز جمعه به اتفاق خانواده ام به لندن رفتیم و در کنسولگری ایران در لندن رای دادیم. روز بعد به تهران برگشتم. هدفم از سفر به تهران دو مورد مشخص بود: الف. باید خانه قبلی ام را تخلیه می کردم، برای اینکه وسعم به پرداخت اجاره اش نمی رسید، موعد اجاره سر آمده بود و خانه کوچک تری را رهن کرده بودم. ب. یک قضیه حل اختلاف با مترجمی داشتیم که چون امضا کننده قرارداد من بودم، باید در جلسه حکمیت اتحادیه ناشران حضور پیدا می کردم.

من روز بعد از مرگ ندا ایران را ترک نکردم. ندا روز شنبه ٣٠ خرداد به قتل رسید و من روز چهارشنبه ٣ تیر به انگلستان برگشتم. علت برگشتنم هم نگرانی شدید خانواده ام در انگلستان بود و اعصاب خراب خودم. وگرنه قصد داشتم دو هفته بعد برگردم.

٢. چرا در آن روز در آنجا حضور داشتم؟

محل قتل ندا فقط پانزده متر با دفتر کار من در تهران فاصله دارد. شرایط واقعه را در مصاحبه ام به تفصیل گفته ام.

٣. چرا از صحنه فیلم گرفتند؟

همه مردم دوربین به دست داشتند. حداقل بیست نفر در آن روز کشته شدند، یک مورد به وضوح جلوی دوربین اتفاق افتاد. از نظر آماری احتمال یک بیستم احتمال عجیبی نیست.

۴. چرا مردم ضارب احتمالی را آزاد کردند؟

مردم بارها و بارها این کار را کرده اند. اما من در میان مردمی که ضارب را گرفتند نبودم و با فاصله از آن ها ایستاده بودم. من فقط چهره آن فرد را دیدم، فریادهای "نمی خواستم بکشمش" را شنیدم و شنیدم که مردم کارت او را گرفته اند و دیدم که رهایش کردند. این که چرا این مدارک تا کنون منتشر نشده، باید از مردم پرسید. نکته دیگر اینکه کسانی که تردید دارند، می توانند به محل واقعه مراجعه کنند و از اهالی محل که در هنگام حادثه حضور داشتند، سؤال کنند. خواهند دید که همه گفته های مرا تکرار خواهند کرد. اما هیچ کدام از این گفته ها منتشر نشده است. به همین علت است که شهادت دادن من این قدر مهم است. برای اینکه من تنها کسی بودم که فرصت کردم موضوع را با یک رسانه بی طرف در میان بگذارم.

۵. چرا به ایران برنمی گردم؟

فکر می کنم اینجا امن ترم. اما حاضرم در هر دادگاه بی طرفی شهادت بدهم.

۶. چرا تنفس مصنوعی؟

من هرگز سعی نکردم به ندا تنفس مصنوعی بدهم. اگر ویدئو را با دقت ببینید، من تمام مدت دارم با دو دستم روی سینه ندا فشار وارد می کنم تا شاید جلوی خونریزی را بگیرم. گلوله به آئورت ندا اصابت کرده بود و برای همین در کمتر از یک دقیقه بدنش از خون تخلیه شد و درگذشت. شخص دیگری در فیلم هست که بالای سر ندا قرار می گیرد و اگر بشنوید، من به طرف او فریاد می زنم که : "دهانش را برگردان، تخلیه اش کن." من هم اهمیت باز بودن مجاری را می دانم. اما اگر این اتفاق در اتاق عمل هم افتاده بود، کاری از دست کسی برنمی آمد.

٧. چرا سیاسی؟

من هرگز کار سیاسی نکرده ام و به هیچ گروه و دسته ای تعلق نداشته ام. اگر تلاش برای نجات جان یک انسان و بعد گفتن حقیقت را برخی کار سیاسی می دانند، مشکل من نیست. اینکه کسانی محکوم کردن خشونت علیه غیرنظامیان بی دفاع را کار سیاسی می دانند، بیشتر بوی غرض ورزی می دهد تا نقد منصفانه.

٨. قضیه اینترپل.

همان طور که حتماً تا به حال شنیده اید، تعقیب من از طرف اینترپل ادعای دروغ دیگری بود. حالا باید شما قضاوت کنید که احتمال دروغ گفتن چه کسی بالاتر است؟‌ کسی که بارها و بارها دروغ گفته، یا کسی که تا به حال از او دروغ نشنیده اند.

٩. چرا به دوربین نگاه کردی؟

به دوربین نگاه نکردم، به سمتی که گلوله شلیک شده بود نگاه کردم و همین طور به دوستانم، تا مطمئن بشوم که ضارب به سمت ما شلیک نمی کند. در شرایط اینچنینی، مثل میدان جنگ، کادر مددکار باید قبل از هر اقدامی مطمئن بشود که شرایط برای شروع اقدامات کمکی امن است و اگر تردید دارند، باید اول مضروب را به محل امنی منتقل کنند. من نگاه کردم و وقتی ضارب را ندیدم، به طرف مضروب برگشتم. کسانی که این تهمت ها را می زنند، ظاهرا خودشان بویی از انسانیت نبرده اند. برای همین این آخرین باری است که جواب می دهم. بقیه جواب ها را در دادگاه قاتلین مردم خواهم داد.

امیدوارم سؤالات این دوستان را پاسخ داده باشم. البته برای آنانی که خدا بر چشم ها و گوش هایشان مهر زده، فرقی نمی کند.

سربلند باشید.

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
 ضارب ندا آقا سلطان -آرش حجازی
 
امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.
در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.
اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.

از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.

لطفا توجه بفرمایید. من فقط صاحب عکس را شناسایی کرده ام. مشخصات فردی او را نمی توانم تایید کنم. ضمنا احتمال خطاهای فردی را ندیده نگیرید.
امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم. این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.
باز هم تأکید می کنم، مبادا بگذارید خشم، شرافتتان را لکه دار کند.
به امید روزهای بهتر
آرش حجازی


|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
 سه ملیون رای دراویش چه شد؟!!
یکی از دراویش گنابادی تاکید کرد : سه میلیون رای دروایش چه شد ؟
28 تیر 88 - 23:01

طبقه بندی: سایر

۲۸ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۸:  سحام نیوز : یکی از دراویش قطب گنابادی با اشاره به پیام نورعلی تابنده قطب دراویش گفت : " آقای کروبی شما در دل جای دارید و این را بدانید که هرگز شما را تنها نمی گذاریم ."

سحام نیوز : یکی از دراویش قطب گنابادی با اشاره به پیام نورعلی تابنده قطب دراویش گفت : " آقای کروبی شما در دل جای دارید و این را بدانید که هرگز شما را تنها نمی گذاریم ."
کاشانی طی سخنانی در مراسمی که به مناسبت عید مبعث و برای تجلیل از حامیان انتخاباتی مهدی کروبی برگزار شده بود به نمایندگی از تمام دراویش گفت : " ما در این انتخابات بدون وام خواهی و بدون انکه سهمی بخواهیم انجام وظیفه کردیم و ان را افتخاری برای خود می دانیم . من امروز نزد آقای نورعلی تابنده بودم و ایشان نیز پیامی را برای این مراسم دادند . ما همواره قبل از انتخابات هم می گفتیم که اگر به هر دلیلی که همه ان را می دانند شما رای نیاورید ما هرگز شما را تنها نخواهیم گذاشت چرا که شما در دل ها جای دارید . " وی تاکید کرد : " همه می دانند که دروایش تابع مرشد خود هستند و اگر مرشد دستوری داد بر اساس عقل از ان اطاعت می کنند . روزی در روزنامه اعتمادملی تیتری زده شد از آقای تابنده که عنوان شده بود " حمایت از جناب آقای کروبی وظیفه همه فقراست " و چنین است که همه دراویش به حمایت از ایشان پرداختند . ما آماری رسمی نداریم ولی بر اساس امار خودمان اگر هم تعداد را کمتر بگیریم سه میلیون نفر درویش داریم که همه می گویند به کروبی رای داده اند ولی اکنون رای اینها چه شده است . " وی همچنین با ابراز تاسف از حوادثی که در حاشیه نماز جمعه تهران روی داد گفت : " من می خواهم روضه ای را بخانم و خطاب به حضرت امام می گویم . ما امروز درجماران هستیم و شما بارها از این خیابان عبور کردیه اید و سالها در اینجا سکونت داشتید آیا فکر می کردید که روزی یاران تو کسانی که معتمد تو بودند و باعث شدند تا این نظام جمهوری اسلامی شکل گیرد را کتک بزنند . ایا فکر می کردید که روزی به عزیزان و معتمدان تو جسارات شود آیا اکنون روح شما ازرده نیست . البته من یک بشارت می دهم چرا که چنین نماند و چنین نیز نخواهد ماند . " وی همچنین خطاب به مسلمانی که گاهی اصل دین خود را فراموش می کنند گفت : " برخی فکر می کنند که همین اینکه مسلمان باشند در ان دنیا پیامبر انها را مایه افتخار خود می داند ولی این طور نیست چرا که اکنون برخی از مسلمانان آلوده به گناه هستند . امت پیامبر باید حکیم باشند . " وی توضیح داد : " این حکیم بودن دارای دو معناست یک معنا همان حکمت و فضیلت و خرده بینی است و معنای دیگر ان این است در راهی که می روند محکم و استوار باشند . " وی با اشاره به سخنی از پیامبر اکرم (ص) فرمود : " پیامبر می فرمود که باید از مکر های اخلاقی فاصله بگیریم . بنابراین همه باید از دروغ و تقلب بپرهیزیم ."

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388  |
 یه غزل سبز گفته بودم .....
 

ما سرو  سرافراز  سراپا  سبزیم  

 

 با صلح و صداقت و صفا  ما سبزیم

 

 بعد از  گذر  باد خزانی زین باغ    

 

همراه  بهار   بی مهابا  سبزیم

 

 اندیشه بد به ریشه ما نرسد  

 

 گربر تن ما تیشه زند، تا سبزیم

 

 گو زرد ببیزد و بریزد همه جای 

 

  یک ذره گمان مبر که آیا سبزیم؟

 

 سبزینه چو در رگ رگ دلها جاریست 

 

 امروز خزان شود، به فردا سبزیم

--------------------------

بعد از گذر باد خزانی زین باغ

همراه بهار  بی مهابا سبزیم

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388  |
 تصویر دردناکی از... نوشته بود تصویر منتشر نشده از دانشجویی کتک خورده در شب حمله به کوی دانشگاه تهران
 
تصویر دردناکه...گذاشتم توی ادامه مطلب...چون بعضی دوستان خواستن برش دارم
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در شنبه بیستم تیر 1388  |
 گفت و گوي اختصاصي با محمود ناظري نمايش‌نامه نويس؛فضاهاي اجتماعي حركت به سوي درام
http://www.golshanemehr.ir/?nID=540&pageid=86#21287

گفت و گوي اختصاصي با محمود ناظري نمايش‌نامه نويس؛فضاهاي اجتماعي حركت به سوي درام 

ابتدای صفحه

گلشن مهر-روزنامه گلستان و مازندران

-
محمود ناظری متولد 1347خرمشهر، ساكن شيراز
کارشناس ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تهران دانشکده هنرهای زیبا - 1384
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز – 1372
عضو رسمی نهاد جهاد دانشگاهی فارس – شیراز از سال 1367 تا 1384
مدیر و صاحب امتیاز انتشارات نشر فصل دیگر – شیراز
مقام اول نمایشنامه نویسی با نمایش «هنگامه» در هشتمين جشنواره تئاتر دانشجویان كشور
مقام دوم نمایشنامه نویسی با نمایش» زن و مردی برای امروز» در نهمين جشنواره تئاتر دانشجویان كشور
مقام سوم نویسندگی در مسابقه نمایشنامه نویسی رادی در نهمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
برنده لوح سپاس در بخش مقاله دهمين جشنواره تئاتر دانشگاهيان كشور
مقام اول بخش گزارش در محور میراث فرهنگی و گردشگری اولین جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی
برگزیده نخستین جایزه دوسالانه نمایشنامه نویسی ایران با نمايشنامه ناخوانده
مقام اول دومين دوره ي جايزه ادبيات نمايشي ايران با نمايشنامه «يك اتاق با دو در»
مقام دوم نمايشنامه نويسي در ششمین جشنواره سراسری تئاتر کانونهای نمایشی کشور
مقام سوم بخش نمایشنامه های کوتاه غیر چاپی در سومین دوره جایزه ادبیات نمایشی ایران
لوح تقدیرمسابقه نمایشنامه نویسی دوازدهمین جشنواره تئاتر مقاومت فتح خرمشهر
برگزیده بخش تولید متون فاخر نمایشی و نمایشنامه خوانی بیست و هفتمین جشنواره تئاتر بین المللی فجر

مقام اول چهارمین دوره نمایشنامه نویسی ایثار  و...
آثار چاپ شده:
مجموعه نمايش نامه» فصل بهار نارنج»
مجموعه نمايش نامه «خوابیدن زیر صفحه حوادث روزنامه»
نمايش نامه « ناخوانده» و «زنان بی حضور آقایان «‍نمايش نامه» یک اتاق با دو در»، «بی بال پریدنارو ول کن «، «حال من خیلی خرابه» و...
«هنگامه»- چاپ شده بعنوان برگزیده در مجموعه های منتخب جشنواره بین المللی دفاع مقدس
«زن و مردی برای امروز» – چاپ شده بعنوان نمایشنامه برگزيده در جشنواره سراسری دانشجویان کشور
«از درون به برون « بعنوان تولید متون نمایشی فاخر و نمایشنامه خوانی جشنواره بین المللی تئاتر فجر
آثار زير چاپ:
«اطلاع رسانی در نمایشنامه نویسی»
«آموزش نمایشنامه نویسی همراه با تمرین»
حضور در جشنواره هاي متعدد استاني، منطقه اي، فجر، بانوان، كانون هاي نمايشي شهرداري، دفاع مقدس، مشاهير اسلام و اجراي عمومي آثار وي در اقصا نقاط كشور
ساير فعاليت‌ها:
ترانه سرايي و چاپ چندين مجموعه، داوری، بازبینی و بازخوانی در چند دوره جشنواره تئاتر بهار نمایش دانشگاه شیراز و منطقه جنوب،جشنواره نمایشنامه خوانی استانی استهبان، نخستین جشنواره تئاتر ایثار و شهادت استان فارس، فعالیت در خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا منطقه فارس شیراز به مدت چهار سال، درج مقاله، نقد و یادداشت در جراید و...




گفت‌وگو: سيد حسن حسيني نژاد

در جشنواره های مختلف، نمایشنامه های متعددي به دبیرخانه ها ارسال می شود. جنابعالي بعنوان یک نمایشنامه نویس و به عنوان فردی که در برخی مواقع در مقام بازخوان این آثار را خوانده اید، مهمترین مشکلات آنهارا چگونه ارزیابی می کنید؟


در ابتدا بهتر است به یک نكته بیندیشیم كه چرا نمایشنامه های ما کمتر واجد موقعیتهای نمایشی متنوع، بدیع، خلاقانه و چرا غالبا تکراری و یکنواخت هستند؟... آیا مناسبات اجتماعی و روابط آحاد جامعه ما دارای پیچیدگی و درهم تنیدگی نیستند، یا آنکه بازخورد واقعی آن، تحت تاثیر فرهنگ لاپوشانی، ریا و خط زدن صورت مسئله ها، در ذهن و تخیل ما جان نمی گیرند ؟ و یا آنکه ترسی عادت شده و منعی فرض شده، ما را از قلمی کردنشان باز می دارد؟ آیا روابط و مناسبات اجتماعی ما تحت تاثیر مناسبات فرهنگی و اعتقادی ما محدود و مرزبندی شده است و صمیمیت ها و برخوردها و روابط کاری و بده بستانهای انسانی براستی تعریف شده، رعایت شده و خط کشی شده هستند، تا جایی که به شکل گیری درام راه نمی دهد، که اگر چنین است خروجی آن نمی بایست حوادثی باشد که حتی خوانش گزارش گذرای گوشه ای از آنها در جراید چنین دهشتناک بنمایاند!، و یا آنکه ما غافل از قابلیتهای صحنه و امکاناتش برای خلق آثار متنوع هستیم و محدود فرضش کرده ایم، که البته در قیاس با برخی نمایشنامه ها ی اخیر و گذشته ی خودمان و نمایشنامه های ترجمه شده ای که انتشارشان در دهه اخیر فزونی گرفته است، چنان غفلت و فرضی سهل انگارانه به نظر می رسد...در واقع جای موقعیتهای نمایشی متنوع که آبستن چالشهای اینزمانی و اینمکانی قابل تحلیل و بررسی و عرضه هستند در متون نمایشی ما خالی ست. آیا آنچه در حوزه ی اجتماعی ما جاری ست بطور طبیعی راه به درام نمی دهد و از اینروست که برخی، به ندرت بسترهای تاریخی سرزمینمان و برخی نیز فضاهای عرفانی بیشتر موجود در شعر و ادبیات و برخی هم وقایع مذهبی را جایگزین عرصه های اجتماعی کرده اند ؟ یا آنکه ساز و کارهای فرمایشی فرا روی نمایشنامه نویسان  ما را دور از این عرصه نگاه داشته است؟....

تا چه حد متون نمایشی یاد شده یا شخصیتهای آن نمایشنامه ها را قابل همذات پنداری می دانید؟


در این خصوص ابتدا یک سوال به ذهنم خطور کرده است و آن اینکه تصنعی از کار درآمدن برخی شخصیتها و دردها و دردناکیهایشان و موقعیتهایی که علی الظاهر خواسته ایم سرشار از رنج و دردمندی و درماندگی نشانشان بدهیم، بخاطر چیست؟ تخیل فضاهای تجربه نکرده و بسنده کردن به شنیده های سطحی و خوانشهای گذرای روزنامه ای باعث این لطمه است یا عدم تجربه های شخصی و یا اینکه عدم دردمندی و باور و درک درونی شده ی آن تلخی ها ؟ چرا گاه با آنکه سراغ موضوعات ملموس می رویم اما جز به خلق لحظه ها و شخصیتهای لوس و ناملموس نائل نمی شویم ؟... چرا اشخاص ساخته و پرداخته ما تنها روی برگهای کاغذی ما انگار که راه می روند حرف می زنند عاشق هستند رنج می کشند و هنگامی که نمایشنامه تمام می شود، مثل عروسکهای کوکی که دوباره به پشت ویترینشان برمی گردند، آنها نیز به پایان می رسند و در ذهن و دل ما ادامه پیدا نمی کنند ؟... آیا در روانشناسی شخصیتها لنگ می زنیم ـ حتی زمانی که اصطلاحات روانشناسی و روانپزشکی را در دهانشان گذارده ایم و اطلاعات خوبی از انواع روان پریشی ها و قرصهای تجویزی شان را به رخ کشیده ایم ـ، یا آنکه در شناخت و کاربر? راه های برانگیختن حس همذات پنداری مخاطب نسبت به شخصیتها کوتاهی کرده ایم؟.....

چه نکات بدیهی تری نیز قابل ذکرند که مي توانيد به آنها اشاره کنید؟


نمایشنامه، چیستان و معما نیست. موضوع و درونمایه ی نمایشنامه عبارت از کشف و حدس زدن روابط اشخاص نمایش و چرایی حضورشان و گفتگویشان نیست. این، بخشی و تنها بخشی از نمایشنامه است که می تواند در مقدمه، در میانه و در روند آن به نحو مقتضی اطلاع رسانی شود، که البته به یکباره نگفتن آن خود بعنوان بخشی از تعلیق سازی غیر محوری می تواند به کار رود. نه زود و بیکباره گفتن بدیهیات و بمباران اطلاعات و خبر رسانی، زیبایی شناسانه است و نه بی دلیل به تاخیر انداختنش. و با اینحال، تمام نمایشنامه این نیست. همچ?ین، نمایشنامه، تنها و فقط، آن داستان سرراستی نیست که نویسنده پیش خودش دارد و حالا به این ترتیب که با تکه و پراکنده کردنش، پیش و پس بردن و عقب و جلو انداختنش از شروع نمایشنامه تا پایانش آن را برای مخاطب کامل کند، بی آنکه دلیل تماتیک، فنی و قابل هضمی برای این تشتت داشته باشد و عجب که تصور نیز کند نمایشنامه همین است. توجه کنیم که مبهم سازی و معلق گویی، لزوما به مثابه ی عمیق بودن و پیچیدگی نیست. توجه و تمرکز بیش از حد به تکلف و چیستان سازی، ما را به این اشتباه می اندازد که در جریان مدیریت ساخت زیر متن، بپنداریم آنچیزی که در لایه های زیرین متن در حال جاری شدن است، فضا، حال و هوا و درونمایه ای ست که به متن تشخص، قدرت، تاثیر گذاری و هویت می بخشد، حال آنکه، همان داستان از ابتدا سرراستی ست که پنهانش کرده ایم.

نظرتان در خصوص باب شدن برخی رویکردها در نمایشنامه نویسی  که مثل موجی تئاتر ما و حتی اجراها را در برمیگیرد چیست؟


گرته برداری و استفاده تقلیدی و ترجمه وار از برخی رویکردهای هنری که بعد از خلق اولیه شان و استفاده ی چند باره خود بخود تبدیل به نوعی شگرد و تکنیک نگارشی شده اند، بدون توجه به خاستگا های فلسفی، سیاسی، و اجتماعی آن و مسیر طی شده در بروز و ظهور آنها، و بکاربری سطحی شان در هنر و ادبیات و البته نمایشنامه نویسی مان، یکی دیگر از معضلاتی ست که مبتلا به ماست. از این نمونه شگردها، یکی « پایان باز « است که با سردست ترین و بدیهی ترین برداشت گرته برداری شده یعنی ناتمام ماندن داستان و حتی تمام نکردن آن،?رواج پیدا کرده است. اگر ما داستانی را با تمام جزئیات و در ساختاری معین ساخته پرداخته کردیم تنها با حذف اتفاق پایانی آن و اینکه با ادایی روشنفکرانه اعلام کنیم پایانش را خودتان حدس بزنید یا خودتان پایانی برایش انتخاب کنید، به شگرد « پایان باز « دست نیافته ایم. گاه حتی یک پایان محتوم و غیر قابل گریز نیز که برای هر کسی قابل فهم و تصور باشد و جز آن پایان نیز هیچ پایانی متصور نباشد، اگر درجای خود آگاهانه و عامدانه حذف گردد، می تواند به مثابه ی همان پایان باز باشد. پایانی که در این فرض، چرایی اش اهمی? پیدا می کند و نه خودش، و آن چیزی که در ذهن مخاطب ادامه می یابد، در توافق و تفاهمی ضمنی و اعلام نشده.... پس لازمه ی پایان باز، تنها حذف یک حادثه یا اتفاق یا سرانجام داستانی شخصیت ها نیست. خاستگاه چنین پایانی در دل اجتماع و مسائل معاصر و موضوع و محتوا و ساختار خود متن قابل جستجو و فهم است. بطور مثال اگر شما با این دیدگاه که سرنوشت کاراکترهایی که خلق کرده اید نامعلوم و غیر قابل پیش بینی ست در دنیایی، روزگاری و پیرامونی که گرفتارش آمده اند ، و البته آن فضا و حال و هوا را توانسته باشید که در بیاورید و نشان دهید، می توانید از معلق ماندن و رها شدگی شان در پایان نمایشنامه دفاع کنید...

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در شنبه سیزدهم تیر 1388  |
 عبدالله شهبازی در نامه سرگشاده ای به حدادعادل نوشت:

شهبازی:جناب حداد،این سناریو انگلیسی است

عبدالله شهبازی در نامه سرگشاده ای به حدادعادل نوشت:

برادر ارجمندم جناب آقاي دکتر غلامعلي حداد عادل

در مراحل پاياني نگارش مقاله براي دانشنامه «جهان اسلام» بودم به درخواست شما. مي‌خواستم تماس بگيرم و از تأخير در تحويل مقاله پوزش بخواهم که وقايع اخير رخ داد. ديشب شما را در گفتگوي شبکه دو ديدم و به سخنان‌تان با دقت گوش فرادادم. از آن زمان تا اکنون در ذهنم پرسش‌هاي بسياري مطرح مي‌شود که آرامم نمي‌گذارد. سرانجام، نتوانستم تحمل کنم و اين نامه را نگاشتم.

در سخنان جنابعالي چهار نکته توجه مرا جلب کرد:

1- تحولات جاري را به «انگليسي‌ها» نسبت مي‌دهيد به‌ويژه به دليل فعال بودن و تأثيرات شبکه فارسي بي. بي. سي. در اين روزها؛

2- به کانال‌هاي اطلاعاتي خود، که بنيان داوري شما را مي‌سازد، اطمينان مطلق داريد؛

3- پيش از طي مراحل قانوني و تأييد شوراي نگهبان صحت انتخابات را به سود آقاي احمدي‌نژاد تأييد مي‌کنيد؛

4- به آقاي احمدي‌نژاد چنان علاقه داريد که نمي‌توانيد پنهان کنيد زيرا تصوّر مي‌کنيد ايشان گزينه مطلوب شماست.

برادرم، آقاي حداد!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در جمعه دوازدهم تیر 1388  |
 وزارت کشور رضایی را تهدید به شکایت کرد

وزارت کشور رضایی را تهدید به شکایت کرد

  در پی درج اظهارات امیدوار رضایی در برخی از روزنامه‌ها و سایت‌های خبری، و اینکه ۷۰ درصد آرا با یک خط و یک قلم به نفع کاندیدایی خاص بوده است ،کمیته اطلاع‌رسانی ستاد انتخابات کشور جوابیه‌ای بر این اظهارات منتشر کرد: در این جوابیه آمده است‌: موارد مطرح شده از قول آقای امیدوار رضایی کذب محض می‌باشد و نامبرده را به اطلاعیه رسمی دفتر جناب آقای دکتر محسن رضایی ارجاع می‌‌دهیم که دسترسی به مواضع رسمی این نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری را صرفاً از طریق بیانیه‌ها، اطلاعیه‌ها و نمایندگان ایشان در وزارت کشور و شورای نگهبان دانسته است. به نظر می‌رسد این موضوع (‌در برخی از صندوق‌ها‌...‌) و بسیاری از موارد مطرح شده در مصاحبه ایشان کلی‌گویی و در جهت فریب افکار عمومی بوده است؛ چرا‌که در غیر این صورت پر واضح است که ایشان می‌توانستند شماره صندوق (‌یا صندوق‌ها‌) و شهرستان مورد نظر را مشخص نماید تا قابلیت پیگیری وجود داشته باشد. یاد‌آوری می‌نماید که ایشان می‌بایست پاسخگوی عواقب این‌گونه تشویش اذهان عمومی بوده و حق شکایت و پیگیری حقوقی از طریق مراجع قضایی برای تمامی دستگاه‌های دست‌اندرکار انتخابات (ستاد انتخابات کشور، هیات‌های اجرایی و‌...‌) در این خصوص محفوظ می‌ماند.

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 امیدوار رضایی، در برخی صندوق‌ها 70 درصد آرا با یک خط نوشته شده است

در برخی صندوق‌ها 70 درصد آرا با یک خط نوشته شده است

  امیدوار رضایی، برادر محسن رضایی نماینده مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی و یکی از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در گفت‌وگویی خبری اعلام داشت در بازشماری غیررسمی آرا مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است.

بخشی از این گفت‌وگو در پی می‌آید. پس از انصراف آقای رضایی اعلام کرده بودید که اطلاعات لازم برای پیگیری شکایتان را از شورای نگهبان و وزارت کشور دریافت نکرده‌اید. پس چگونه ‌آقای رضایی از پیگیری اعتراضاتشان به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم انصراف دادند؟ بله، متاسفانه شورای نگهبان و وزارت کشور به ‌رغم توافق صورت گرفته با آقای رضایی اطلاعات لازم را به ما ندادند. آقای رضایی هم به همین دلیل انصراف دادند. قرار بود وزارت کشور، علاوه بر فهرست صندوق‌ها و آرای جدا شده در آنها فرم‌های 22، 23 و 28 هر حوزه را که مربوط به صورتجلسه‌ها و شمارش اولیه آرا در هر صندوق بوده است، به ما بدهند. همچنین قرار بود آمار کلی شورای نگهبان و وزارت کشور از شمارش آرا به ما داده شود، چرا که مقایسه آنها می‌توانست در تایید درستی شمارش آرا به ما کم کند، چون این اطلاعات به ما داده نشد، نمی‌توانستیم اعتراضاتمان را پیگیری کنیم. از همین روی، آقای رضایی کنار کشید. پرسش دیگر از امیدوار رضایی درباره بازشماری 10 درصد صندوق‌ها و ماجرای پیرامون آن به ویژه موضع‌گیری شورای نگهبان و وزارت کشور پس از اعتراض رضایی به این شرایط بود که رضایی در پاسخ گفت: یکی از قرارهای شورای نگهبان با آقای محسن رضایی این بود که برای بازشماری 10 درصد صندوق‌ها، نخست شمارش آرا در هزار صندوق آغاز شود و پس از ارایه نتیجه این بازشماری، سپس آرای ده هزار صندوق مورد بازشماری قرار گیرد. قرار بود بنا بر این توافقات پیش ‌رویم، اما این توافق در همان وهله اول شکسته شد و انجام نشد. ادعای وزارت کشور در بازشماری صندوق‌ها، نوعی بازشماری غیررسمی از برخی صندوق‌ها قبل از اطلاع جامع به نامزدها بوده است. البته در همین بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد. این نماینده مجلس هشتم درباره شایعه انصراف رضایی از پیگیری‌هایش به دلیل کاهش آرای وی در بازشماری‌ها گفت: نه اصلاً این طور نیست. این یک استدلال غیرمنصفانه است چون آقای رضایی از اول هم گفتند که حاضرند آرایشان را به بقیه دوستان بدهند. حتا در گفت‌وگوی ویژه خبری نیز که حضور یافتند بر این موضوع تاکید کردند. آقای رضایی هرگز دنبال افزایش آرای خود نبود. ایشان فقط برای اثبات صحت انتخابات و اطمینان بیشتر از نتایج اعلام شده در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، پیگیر این مساله بود و اعتراضاتش را به شورای نگهبان ارایه کرد. ایشان می‌خواستند نشان دهند که این‌گونه شکایات را می‌توان از مسیر قانون و با رویکردی مدنی دنبال کرد.

 

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 بررسی فرضیات مختلف در خصوص قتل ندا صالحی آقا سلطان ؛تحلیل‌روز و نامه روابط عمومی و تبلیغات سپاه فجر

چه کسی ندا را کشت؟

  تحلیل‌روز- انتشار فیلمی دلخراش از کشته شدن ندا صالحی آقا سلطان دختر 27 ساله ایرانی در ناآرامی‌های شامگاه شنبه تهران، بازتاب گسترده‌ای در اذهان عمومی و رسانه‌های خارجی داشت به گونه‌ای که در طول هفته جاری عکس وی تیتر اصلی بسیاری از روزنامه‌های خارجی بوده است و شبکه‌های تلویزیونی در خارج از کشور بارها فیلم مربوط به کشته شدن وی را پخش کرده‌اند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 سخنرانی سیدمحمد خاتمی در وصف شرایط حاکم بر کشور در جمع خانواده‌های بازداشت‌شدگان اخیر
انتشار: ١٠ تير ١٣٨٨، ٢٣:٣٠
کد خبر: ١٥١٧ - نسخه چاپی
در جمع خانواده‌های بازداشت‌شدگان اخیر
سخنرانی تاریخی سیدمحمد خاتمی در وصف شرایط حاکم بر کشور

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 واکنش ‌موسوی به تایید انتخابات گزارش قلم نیوز
 گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد.


 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 چهار صندوق رای در شیراز کشف شد!به نقل از سایت پارلمان نیوز
چهار صندوق رای در شیراز کشف شد

پارلمان‌نیوز: با گذشت بیش از 18روز از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، دست کم چهار صندوق رای در کتابخانه مرکزی شیراز کشف شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، یکی از خبرنگاران محلی در شیراز با اعلام این خبر در وبلاگ خویش، ضمن انتشار عکس‌های این صندوق‌های رای نوشت:"چهارشنبه 10 تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده،استاندار فارس و آیه الله ایمانی،امام جمعه شیراز» و خبرنگاران روزنامه های محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز،چهار صندوق رای در ساختمان نیمه‌کاره کتابخانه کشف شد.

استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندو‌ق‌ها از آن‌ها خواست که به این موضوع در رسانه‌ها اشاره‌ای نکنند.

او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد.

ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه‌ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد."

تاریخ انتشار: ١١ تير ١٣٨٨
ساعت: ٠:٣٢
کد خبر: ١٥٢٠
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 ای کاش
ای کاش می شد تمام سیاستمداران عالم تمام اونایی که پیدا و پنهان دستی بر آتش سیاست دارن و منصبی و مقامی و نفوذی ، همه تصمیم گیران ، خلاصه همه اونایی که به نحوی هدایتگر یا ناظر یا مسبب یا موثر در جریانات سیاسی عمده هستن ، در یک ساعت خاص و هماهنگ ، چه شب باشه چه روز ، فقط در یک لحظه همگانی ، به بلندترین جایی که ممکنه برن و به آسمون خدا و زمینش نگاه کنن ، یک نفس عمیق بکشن، چشماشونو ببندن و به تصویر و اندازه ی خودشون در عالم هستی و کائنات فکر کنن، به انسان و انسانیت ، به تولد و مرگ ، فکر کنن، پنج دقیقه در این حالت بمونن، بعد چشماشونو دوباره باز کنن و یک نفس عمیق دیگه بکشن، اونوخ با صدای بلند بگن من یک انسانم، یک موجود ی که وجدان داره، انصاف داره، قلب داره، احساس داره، فکر و اندیشه داره، ناطقه، و در عین حال فناناپذیر نیست، و چون مسئوله ،  در قبال مسئولیتش هم باید پاسخگو باشه، به خدا به وجدانش به تاریخ به بشریت.... و بعد دوباره از بلندی برگرده سرجاش....

نمی دونم چی می شه....شاید خیلی چیزا تغییر نکنه، ولی حتما بعضی چیزها قابلیت تغییرشونو فریاد خواهند زد.......

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه سوم تیر 1388  |
 
 
بالا