تبليغاتX
محمود ناظری mahmood nazeri
درباره ی تئاتر و نمایشنامه نویسی و ترانه سرائی
 اجرای نمایشنامه " لانه خرگوش" در شیراز
لانه خرگوش عنوان نمایشنامه ای است از دیوید لیندزی ابر  که برنده جایزه پولیتزر در سال ۲۰۰۷ شده

و توسط مرجان موسوی ترجمه شده ..... این نمایشنامه با کارگردانی علیرضا توکلی و بازی سلمان فرخنده-میترا مومنی و...آماده اجرای عمومی ست....

 

خب من سر یکی از آخرین تمرینهای گروه حاضر شدم و اجرای کامل- بدون قطع- دوستان رو دیدم... بعد از اجرا هم صحبتهای صمیمانه ای با دوستان داشتم.- و البته با حضور  اقای رزاقی -... خوشبختانه علیرضا دوست داشت فقط نقد و انتقاد بشنوه ...دوستان قراره این اجرا رو در تالار احسان به صحنه ببرن...من نمی تونم چیز زیادی از نمایش رو اینجا لو بدم و یا بحثهای جلسه رو مطرح کنم چون باید بذارم برای یعد از اجرای عمومی....بهرحال دوستان هنوز در مرحله روتوش و بازنگری هم هستن...

فقط بگم که متن با تاکید و دقت  بر جزییات  با مسئله چگونگی هضم درگذشت فرزند کوچک خانواده ای مارو درگیر و همراه می کنه...از نظر من علاوه بر وجوه روانشناختی  از منظری فلسفه مرگ و زندگی هم مطرح هست....

متن به دلایلی - که بعد خواهم گفت- منو یاد نمایشنامه شب بخیر مادر مارشا نورمن و بنا بدلایلی یاد نمایشنامه خودم -ناخوانده- انداخت..... این دلایل شاید در سرراست ترین حالت  مسئله ای چالش برانگیز که خانواده ای رو درگیر خودش می کنه و به درام شکل می ده باشه....

باقی حرفها بماند برای بعد از اجرا... ضمن اینکه به نظرم می رسه با این اجرا دو سه تا بازیگر جدید هم به تئاتر شیراز معرفی می شه... دلم می خواست به علیرضا بگم که کاش با دو سه تا از همین بازیگرا می اومدی  ناخوانده رو اجرا می کردی...البته پولیتزر گرفتن متن و این نکته که برای اولین بار داره توی ایران اجرا می شه از جذابیتهای این انتخاب بوده- جدا از خوبیهای خود متن بهرحال-.....

اینم یک نتیجه از جستجو در گوگل در مورد این نمایشنامه:

انتشار ترجمه‌ی "لانه خرگوش"

نمایش‌نامه «لانه خرگوش» نوشته «دیوید لیندزی ابر» برنده جایزه پولیتز در سال 2007، به فارسی ترجمه شد.

به گزارش فارس، این نمایش‌نامه را مرجان موسوی کوشا به فارسی ترجمه کرده ‌است.
نمایش‌نامه «لانه خرگوش» اندوه بی‌پایان انسان‌های معاصر است که مجبورند خود را با شرایط پیش‌بینی نشده‌ای که برایشان پیش آمده سازگار کنند و بار غم از دست دادن افراد و را با خود، بر دوش کشند.

این نمایش‌نامه تراژدی انسان مدرن و زنده ماندن اندوهناک او و رویارویی مضطربانه‌اش با شرایط پیش آمده است و دیوید لیندزی ابر، این چالش تراژیک را به شیوه ای ظریف و هنرمندانه و با طنزی درونی نشان می‌دهد.
این برگردان در انتشارات فرهنگ صبا و با حمایت مؤسسه فرهنگی رخداد نو، مراحل نهایی انتشار خود را سپری می‌کند.
دیوید لیندزی اَبر نویسنده «فادی میرز»، «کیمبرلی آکیمبو»، «شیطان درون»، «شگفتی گیتی» و «سوراخ خرگوش» است که نمایشنامه‌هایش در سالن‌های تئاتر امریکا و اروپا همچون کلوب تئاتر منهتن و تئاتر هنری وست اِند لندن به اجرا در آمده‌اند.

لیندزی اَبر متولد بوستون و دانش آموخته کالج سارا لارنس و مدرسه ی جولیارد و نیز عضو گروه نمایشنامه نویسان نو و صنف نمایش‌نامه نویسان است.
موسوی کوشا، متولد 1359 در مشهد و دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران است.

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه بیستم بهمن 1388  |
 مسابقه نمایشنامه نویسی استانی-فارس-داراب
مسابقه نمایشنامه نویسی استانی فارس با میزبانی داراب برگزار می گردد.آخرین مهلت ارسال متن به این مسابقه ۲۵ بهمن اعلام شده است. از دیگران شرایط ضمنی این مسابقه  تازه بودن متون ارسالی می باشد. نمایشنامه نویسان فارس  می توانند متون خود را به دبیرخانه جشنواره مسابقه نمایشنامه نویسی استانی -داراب به آدرس  استان فارس داراب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی داراب  ارسال کنند.

 

دوستان عزیز لطف کنید متنهای جدیدتونو بفرستین. متنهایی که زیاد این ور و اونور فرستادین نفرستین!!

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه بیستم بهمن 1388  |
 نگاهی به نمایش”17 دی کجا بودی؟”نوشته و کار امیررضا کوهستانی-///...رحیم عبدالرحیم‌زاده

رحیم عبدالرحیم‌زاده: هنگامی که سخن از تئاتر تجربی به میان می‌آید بحث از یک شیوه یا سبک مشخص با قاعده‌مندی‌های مشخص نیست؛ چرا که ذات تئاتر تجربی بر شکستن قاعده‌ها استوار است بر چهارچوب ناپذیری و یک آنارشی دلپذیر و دوست داشتنی.

پس به همان میزان که تئاتری مبتنی بر تصویر در محدوده تئاتر تجربی قرار می‌گیرد تئاتری بر پایه کلام نیز می‌تواند در همان محدوده جا گیرد. همان گونه که تئاتری تکنولوژیک و چند رسانه‌ای به عنوان اثری تجربی محسوب می‌شود تئاتری ساده و بی‌پیرایه متکی به عناصر بنیادین تئاتر نیز در همین طبقه‌بندی می‌گنجد و تاریخ تئاتر تجربی حداقل در نیمه دوم قرن بیستم با نام‌های بی‌شماری که هر کدام فضایی جداگانه و متفاوت خلق کرده‌اند این نکته را به ما اثبات می‌کند در غیر این صورت چگونه می‌توان نام‌هایی چون رابرت ویلسون، یرژی گروتفسکی و یا رابرت لوپاژ را در کنار یکدیگر و در یک مجموعه قرار داد، نام‌هایی که هر یک چه به لحاظ جغرافیایی فیزیکی و چه به لحاظ جغرافیایی ذهنی در فضایی مجزا و جداگانه قرار دارند.
به این اعتبار تئاتر امیررضا کوهستانی را نیز می‌توان در طبقه‌بندی تئاتر تجربی جای داد و علی‌رغم آن که بسیاری به او خرده می‌گیرند که آثارش فاقد جنبه‌های بصری یک نمایش است و به یک کار رادیویی پهلو می‌زند، اما به لحاظ تجربه‌ای که او با صدا و مهمتر از آن سکوت انجام می‌دهد، تئاتر او را می‌توان یک تئاتر تجربی نامید که در پی آزمون و خطاست و از نخستین تجربیاتش در"قصه‌های در گوشی" و"رقص روی لیوان‌ها" شاهد این تجربه‌گری و آزمون و خطا بوده‌ایم به نحوی که آثار وی هر چند لحن مشخصی در اجرا برای خود یافته‌اند، اما در همان حال شاهد تغییرات مداوم گاه بطئی و کند و گاه تند و پرشتاب در نمایش‌های او بوده‌ایم.
مهمترین خصیصه تجربی اجراهای کوهستانی را در تجربه‌هایش روی صدا و دیالوگ‌ می‌دانند، حال آن که تجربه عمده کوهستانی را باید در عنصر سکوت و فضاسازی موفق او توسط سکوت‌های ممتد ردیابی کرد، سکوتی که گاه چنان سنگین و هراسناک می‌شود که تماشاگر را تا آستانه خفگی می‌کشاند و نقطه اوج این سکوت‌های دیوانه‌وار را در اجراهای او همچون"در میان ابرها" شاهد بوده‌ایم.
اما کوهستانی در"17 دی کجا بودی؟" به یک باره این ویژگی مهم آثارش را دور می‌ریزد و شاهد نمایشی پر از دیالوگ هستیم که سکوت، کمترین نقش را در آن ایفا می‌کند.
این، هر چند از خصیصه تجربی کارگردان می‌آید که علیه خود شورش می‌کند و آن چه را که باعث موفقیت او شده است کنار می‌گذارد تا به روند پویای حرکتی خود ادامه دهد، اما این پرسش را در مقابل تماشاگر بر جای می‌گذارد که با کنار گذاشتن سکوت، کوهستانی چه آلترناتیوی به مخاطبش می‌دهد و ویژگی‌ تجربی"17 دی کجا بودی؟" چیست؟ آیا صرف سر ریز شدن دیالوگ بر صحنه بدون آن که در منابع‌ و سرچشمه‌های صوتی دخل و تصرفی شده باشد و تنها و تنها جاری شدن دیالوگ بر صحنه است، یک فرایند تجربی است؟ به دلایل فراوان پاسخ خیر است؛ چرا که اکنون و سال‌هاست که در تئاتر ایران شاهد استفاده مکرر از دیالوگ‌ به عنوان عامل پیش برنده صحنه‌ بوده‌ایم و نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا و در غیر تجربی‌ترین آثار، این دیالوگ‌ و سرریز دیالوگ است که جریان نمایش را تعیین می‌کند.
تنها تکنیکی که کوهستانی برای به کار بردن دیالوگ در اثرش به کار می‌برد، استفاده از گوشی‌های همراه و عدم رودررویی شخصیت‌ها با یکدیگر در صحنه است. همه چیز تنها از طریق تلفن روایت می‌شود. این تکنیک اگرچه از جذابیت‌های پیدا و پنهانی برخوردار است و عامل دیالوگ و سهم آن را در نمایش توجیه می‌کند، اما به زودی تکراری شده و جذابیت‌هایش را برای مخاطب از دست می‌دهد و توانایی نگه داشتن مخاطب به مدت 90 دقیقه را ندارد.
و در آخر تنها تمهیدی که برای کوهستانی باقی می‌ماند روایت است و او به ناچار دست به دامان روایت می‌شود تا با داستانی جنایی و جذاب تماشاگر را با خود همسو سازد، روایتی که برخلاف آثار گذشته کوهستانی روایتی سر راست‌تر و حتی خطی‌تر است و خط داستانی را به راحتی می‌شود در آن پی گرفت، بدون آن که مستلزم کوشش ذهنی زیادی از سوی تماشاگر باشد و این پرسش را در ذهن ما هر چه قدرتمندتر می‌سازد که پس جنبه‌های تجربی و متفاوت این اثر در کجاست؟ اگر تجربه خاصی روی دیالوگ و نحوه ادای آن انجام نگرفته اگر به لحاظ جاذبه‌های دیداری نمایش چیزی به مخاطب نمی‌دهد، اگر روایت سر راست و تقریباً خطی است و تنها تکنیک روایی نیز به زودی تکراری شده است، چگونه می‌توان"17 دی کجا بودی؟" را به عنوان یک تئاتر تجربی نام برد؟
از دیگر تکنیک‌هایی که کوهستانی در دو اثر اخیرش در ایران یعنی"کوراتت" و"17 دی کجا بودی؟" از آن‌ها بهره گرفته استفاده از هنر چند رسانه‌ای و تصاویر ویدئو پروجکشن و اسلاید است. تکنیکی که در این سال‌ها در تئاترهای حرفه‌ای، تجربی، دانشجویی و‌ آماتوری به وفور شاهد آن بوده‌ایم و نمی‌تواند عنصری چندان تجربی در اثر او محسوب شود.
از دیگر تمهیدات کوهستانی برای ارائه اجرایی متفاوت کوشش در هر چه واقعی نشان دادن فضا و بالاخص بازی بازیگران و جنس دیالوگ‌ها است و در واقع آمیختن بازی‌های کاملاً رئالیستی در فضا و پس زمینه‌‌ای کاملاً غیر رئالیستی، تجربه‌ای که البته در تئاتر ایران شاهد نمونه‌های فراوانی از آن بوده‌ایم که مثال بسیار بارز آن اجراهای محمد یعقوبی است.
با تمامی این دلایل می‌توان اذعان کرد که"17 دی کجا بودی؟" هر چند در کارنامه امیررضا کوهستانی و در نسبت با آثار گذشته وی، اثری تجربی و یا لااقل یک تجربه جدید به شمار می‌آید؛ اما در تئاتر ایران و آن چه در آن اتفاق می‌افتد نمی‌توان از آن به عنوان یک اثر تجربی یاد کرد.
هر چند شاید این پرسش ذهن ما را مدام به خود مشغول دارد که ضرورت تجربی بودن یک کار چیست؟ و آیا ملاک قدرتمندی و تاثیرگذاری یک اثر، جنبه‌های تجربی آن است؟
پاسخ روشن است: تجربی بودن الزام نیست و نمی‌توان یک اثر را تنها به بهانه تجربی نبودن زیر سوال برد؛ اما هنگامی این نکته مسئله‌ساز می‌شود که ما در مقابل کارگردانی قرار گرفته‌ایم که بارزترین ویژگی‌اش در تئاتر ایران وجهه تجربی آثار او است و این خود توقعاتی نزد مخاطبان آثار کوهستانی ایجاد می‌کند که"17 دی کجا بودی؟" نمی‌تواند این توقعات را برآورده سازد.

 

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در شنبه دهم بهمن 1388  |
 رسا:مردم هنوز در مورد مسایل انتخابات قانع نشده اند
ااصلی ترین پرسش کارشناسان امنیتی از زندانیان سیاسی پس از 7 ماه کماکان مساله تقلب است و بزرگترین دغدغه ی کارشناسان نیز متقاعد کردن زندانیان در زندان! به عدم وقوع تقلب در انتخابات بوده است. چنانکه در اخبار هم به آن اشاره شد زندان درمانی و سلول های انفرادی هم نتوانسته بر سوالات و ابهامات حتی اسیران دربند سرپوش بگذارد و اغلب زندانیان سوال شونده کماکان بر موضع خود باقی مانده اند.

کلمه: پس از گذشت نزدیک به هشت ماه از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،همچنان بحث تقلب یک موضوع داغ و مورد توجه برای جامعه است.این توجه گاهی خود را در شعارهای معترضان در تظاهرات ها نشان می دهد،گاهی درصدها مقاله و نظری که هر روز در فضای وب منتشر می شود و گاه در پرسش های بازجوها از زندانی های جنبش سبز.

به گزارش خبرنگار «کلمه» اصلی ترین پرسش کارشناسان امنیتی از زندانیان سیاسی پس از ۷ ماه کماکان مساله تقلب است و بزرگترین دغدغه ی کارشناسان نیز متقاعد کردن زندانیان در زندان! به عدم وقوع تقلب در انتخابات بوده است. چنانکه در اخبار هم به آن اشاره شد زندان درمانی و سلول های انفرادی هم نتوانسته بر سوالات و ابهامات حتی اسیران دربند سرپوش بگذارد و اغلب زندانیان سوال شونده کماکان بر موضع خود باقی مانده اند.

نکته جالب اینجاست که در ماههای گذشته رسانه ها شدیدا برای طرح نکردن مساله تقلب تحت فشار بوده اند که این مساله پیامد هایی را به دنبال داشته است . یکی از این پیامد ها همانگونه که اشاره شد حذف مجراهای سوال و در نتیجه غیر عادی ماندن فضای عمومی کشور بود . در ادامه نیز رسانه ها و شخصیت های مختلف مخالف معترضان نیز از سکوت ناخواسته ی معترضان سو استفاده کردند تا سوالات و ابهامات اساسی معترضان را نادیده گرفته و آنها را به نداشتن دلیل متهم کنند و یا به زعم خود در صدد پاسخ به برخی پرسش های مخاطبان نمایند. اما بررسی یک سایت متعلق به جناح محافظه کار نیز نشان می دهد این روش یعنی وادار کردن مخالفان و رسانه های آن ها به سکوت و ترکتازی و حمله ی وسیع به آنها نیز نتوانسته است مردم را متقاعد نماید.

به طور مثال، سایت الف نزدیک به احمد توکلی ده روز پیش طی فراخوانی از مخاطبان خود خواست که پرسش های های خود را باره تقلب در انتخابات یا آنچنان که خود نامیده اند ، شبهه در انتخابات به این سایت ارسال کنند.

سایت الف که قبل از انتخابات از دکتر احمدی‌نژاد حمایت می‌کرد و پس از انتخابات نیز حملات تندی به معترضان انتخابات داشت، برای اقناع مخاطبان خود اقدام به جمع‌آوری پرسش‌ها درباره سلامت انتخابات و پاسخ به آن با همکاری وزارت کشور و شورای نگهبان کرده است.

بنابر اعلام مسئولان سایت «الف»، طی فراخوان ده روزه پرسش‌ها، حدود ۹۰۰ سؤال از مخاطبان دریافت شده که با تلفیق آن‌ها ۷۰ سؤال به دست آمده است.

در این تلاش که علاوه بر «الف»، وزارت کشور، شورای نگهبان و چند حقوقدان و کارشناس انتخابی همکاری داشته‌اند، پرسش ها و پاسخ ها از سوی الف به نمایش گذاشته شد تا بینندگان بتوانند موافقت یا مخالفت خود را با پرسش و پاسخ آن اعلام کنند.

در همین راستا سایت آینده نیز به تحلیل پرسش و پاسخ های مخاطبان الف پرداخت.

سؤال اول از این قرار بود: “در مورد قطع اس ام اس از شب قبل رای گیری خیلی صحبت شده و یکی از دلایل تقلب معرفی شده، ممکن است در این مورد پاسخ بدهید. با توجه به اینکه ناظران آقای موسوی در شعب رای گیری قرار بود تخلفات را با اس ام اس به ستاد مرکزی صیانت از آرا ارسال کنند، قطع پیامک در روز رای گیری مشکوک نیست؟

۹۵۵نفر تا روز قبل از تهیه این گزارش با این سؤال موافق و ۱۱۹ نفر مخالف بوده‌اند.

سایت «الف» به این پرسش یا بهتر است بگوییم شبهه مخاطبانش اینگونه پاسخ داده است: با توجه به افزایش فوق العاده شایعات و تهمتهایی که قبل از انتخابات، از طریق پیامک به سرعت در جامعه پخش می شد، (شایعاتی که دفتر مقام معظم رهبری را مجبور به دادن پیام و تکذیب برخی از آنهاکرد) بیم آن وجود داشت که این اتفاق بر نتیجه انتخابات تأثیر داشته باشد و در نتیجه از بعدازظهر پنجشنبه ۲۱خردادماه، سامانه پیامک قطع شد.پس از اعلام نتایج و آغاز اغتشاشات خیابانی نیز، سیستم پیامک تا مدتی وصل نشد چرا که آشوبگران و اغتشاشگران، از پیامک برای هماهنگی و جمع آوری نیروهایشان سواستفاده می کردند.

اینکه نمایندگان ستاد یکی از نامزدها در شعب اخذ رای قرار داشتند که با پیامک تخلفات را گزارش کنند، دلیلی کافی نیست که روز قبل از انتخابات، جلوی پخش گسترده شایعات و اخبار دروغ (نظیر کناره گیری کروبی به نفع موسوی یا پیوستن روسای ستادهای احمدی نژاد به ستادهای موسوی و… ) گرفته نشود. البته جای این سوال هم باقیست که چرا تقریبا همه شایعات و جنگ روانی پیامکی آن روز به نفع یکی از نامزدها بود؟!

ضمنا اگرقطع سامانه پیامک باعث شده بود ناظران آقای موسوی در شعب اخذ رای نتوانند تخلفات احتمالی را گزارش کنند، می توانستند با تلفن همراه عادی این کاررا انجام دهند. اگر آن هم مقدور نبود، می توانستنددر زمان قانونی اعتراض، فهرست تخلفات را به شورای نگهبان ارائه کنند.

۵۲۶نفر با این پاسخ مخالفت کرده و نصف این تعداد موافق این پاسخ بوده‌اند.

یکی دیگر از سوالات به هراس دولت از مجوز دادن به معترضان برای برگزاری تجمعات مسالمت آمیز اشاره دارد:

اگر تقلب نبود صاحبان ۲۴ میلیون رای چرا باید از تجمع ۱۳ میلیون بترسند وبه آنها اجازه راهپیمایی ندهند؟

مگر نمی گویید ۲۴ از ۱۳ بزرگتر است؟ مگر نمی گویید طرفداران احمدی نژاد بیشترند؟ پس چرا به این ۱۳میلیون اجازه تجمع ندادند تا در خیابان معلوم شود چه کسی بیشتر است؟

۹۳۳نفر با این سؤال موافق و تنها ۱۴۰ نفر مخالف بوده‌اند.

با وجود پاسخ مشروح الف به این سؤال، تنها ۲۰۳ نفر با پاسخ موافق و ۴۸۴ نفر مخالف بوده‌اند.

در سوال دیگری که از سوی مخاطبان مطرح شده ،مضرب صد رای های اعلام شده در چند استان مورد تردید قرار گرفته است :” لطفاً توضیح بدهید که چطور ممکن است در چند استان (مثلاً لرستان) در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها (مثلاً بیش از ده درصد از کل صندوق های این استان) تعداد کل آرا مضرب صد بشود (۱۰۰، ۲۰۰، ۳۰۰ و غیره)..

۷۱۲نفر با این سؤال موافق و تنها ۵۹ نفر مخالف بوده‌اند.

در پاسخ الف آمده است :

پاسخ این سوال را شاید بتوان با صدتایی بودن تعرفه های ارسالی به صندوقها و تمام شدن تعرفه در چنین صندوقهایی توضیح داد.

درعین حال برای دریافت پاسخ قانع کننده تر، سوال را برای دفتر روابط عمومی و دفتر مدیرکل انتخابات وزارت کشور ارسال شده است تا جواب کاملتر و دقیق تر را ارائه کنند.

تنها ۹۹ نفر با این پاسخ موافق و ۳۲۴ نفر مخالف بوده‌اند.

یا در سؤالی دیگر آمده است :

“در جریان تبلیغات انتخاباتی تقلبات گسترده ای انجام شده است: توهین و افترا به افراد سرشناس در مناظرات تلویزیونی، استفاده از وقت اضافه در تلویزیون، خرید رأی، افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان، توزیع سود سهام عدالت، توزیع سیب زمینی رایگان، استفاده از امکانات دولتی و بیت المال در تبلیغات، حضور نیروهای بسیج، و … . همه اینها دلیل نمی شد که انتخابات باطل شود؟

۵۷۹نفر موافق سؤال و ۳۷ نفر مخالف بوده اند.

سایت الف در پاسخ به این سؤال نوشته است :

یک -برخی از موارد فوق جرم محسوب می شود و اثبات آنها نیاز به ارائه سند و اثبات در محکمه قضایی دارد..

دو- مواردی از قبیل استفاده از امکانات دولتی، توهین و افترا، خرید رأی، هدیه لب تاپ به خبرنگاران و … در انتخابات قبلی و این دوره نیز مشاهده شده است.

بهتر است برای پیشگیری از تکرار این سوء استفاده ها توسط کاندیداها، قانون انتخابات موارد فوق را جرم انگاری کرده و برای مرتکبین آنها، مجازات بازدارنده با ضمانت اجرایی بالا تدارک ببیند.

سه -واقعیت این است که وقتی یکی از نامزدها، رئیس جمهور فعلی کشور است از برخی امکانات برخوردار است که دیگر نامزدها برخوردار نیستند. از جمله این امکانات عبارتند از: انجام وظایف قانونی رؤسای جمهور، اطلاع رسانی فعالیتها و پروژه های تکمیل شده، خدمت رسانی به مردم، استفاده از گارد حفاظتی رئیس جمهور و … . مسلم است که نباید توقع داشت که فعالیتهای دولت در طی تبلیغات انتخاباتی تعطیل شود تا مبادا بر نتیجه انتخابات تأثیری بگذارد. البته بهتر است رئیس جمهور ملاحظه افکار عمومی و بیت المال را بکند و نسبت به این موضوع، حساسیت زیادی داشته باشد.

چهار -اگر در یک مسابقه فوتبال، یکی از دو تیم، قبل از برگزاری مسابقه، مشاهده کند که تیم مقابل مرتکب تخلف شده، داور بیطرف نیست و امکان برگزاری بازی برابر و جوانمردانه وجود ندارد، از بازی کردن در آن شرایط کنار می کشد و اصلاً این بازی را به رسمیت نمی شمارد؛ نه اینکه در بازی شرکت کند و وقتی باخت، بگوید من از اول می دانستم که همه اینها دست در دست هم داده بودند که ما پیروز نشویم. به همین شکل اگر آقای موسوی فضا را ناعادلانه و پر از تقلب می دید، می توانست انصراف دهد و در آن صورت بود که پیگیری ادعاهای ایشان صادقانه تر به نظر می رسید

۹۵نفر موافق پاسخ و ۱۷۸ نفر مخالف این پاسخ بوده اند.

در سؤال دیگری نیز آمده است:

در انتخابات اصل بر بی طرف بودن مجریان و ناظران است. آیا حمایتهای صریح برخی از اعضای شورای نگهبان از آقای احمدی نژاد منافی با اصل بی طرفی در انتخابات نبود؟ آیا درست است که برخی اعضای شورای نگهبان عضو دولت و طبعا طرفدار یکی از نامزدها باشند؟

۵۲۲نفر با این سؤال موافق و تنها ۲۱ نفر مخالفند.

شورای نگهبان در پاسخی که به این سوال داده ،استدلال های خود را چنین مطرح کرده است ::

الف‌ـ طبیعتاً همه افراد دارای نظر و گرایش‌های خاص خود هستند و در قضاوت و داوری نیز، اصل بر نداشتن نظر و گرایش نیست، بلکه مهم آن است که گرایش‌ها و امیال افراد در تصمیم‌گیری‌های آنان مؤثر نباشد

ب‌ـ تصمیم‌گیری در شورای‌نگهبان به صورت شورایی است و در نتیجه، رأی اکثریت اعضای این شورا مهم است. در مورد نظارت بر انتخابات نیز در همه مراحل، رأی اکثریت اعضای شورای‌نگهبان، ملاک است. همچنین در ترکیب اعضای شورای‌نگهبان علاوه بر ۶ حقوقدان معتمد قوه قضائیه و قوه مقننه، ۶ فقیه عادل منصوب از سوی ولی فقیه نیز حضور دارند که طبعاً چنین افرادی حاضر نیستند که آخرت خویش را فدای دنیای افراد دیگر کنند.

ج‌ـ توجه به این نکته نیز ضروری است که در بررسی صلاحیت‌ها گرایشهای شخصی مؤثر نبوده، چرا که هر ۴ نامزد از جمله ۳ نامزد معترض تأیید صلاحیت شده‌اند.

۱۶۵نفر با پاسخ شورای نگهبان مخالفت کرده اند و تنها ۶۷ نفر موافق آن بوده اند

سایت اینده در گزارشی که از نظرسنجی الف ارائه داده ،نوشته است : حتی در سایت الف که به دلیل جهت‌گیری‌های خاص سیاسی و حمایت از آقای احمدی‌نژاد و حملات شدید به معترضین، بسیاری از معترضان جزء بیندگان آن نیستند و نسبت به عدم درج نظرات و عملکرد آن اعتراض دارند، نتایج عملکرد این سایت با کمک وزارت کشور و شورای نگهبان در اقناع معترضان و دادن پاسخ منطقی به سؤالات آن‌ها نتایج قابل توجهی داشته است.

به طوری که از حدود هزار نفری که در این فرآیند شرکت داشته‌اند، موافقان صحت انتخابات کمتر از ۲۰۰ نفر و موافقان سؤالات و ابهامات کمتر از ۹۰۰ نفر هستند .

در مجموع همان‌گونه که از نتایج ۴۲ سؤالی که با مشارکت مخاطبان مواجه شده است، مشخص می‌شود، میانگین موافقان با شبهات انتخابات بیش از ۵۴۰ نفراست و میانگین مخالفان شبهات و سؤالات حدود ۵۰ نفر هستند ، یعنی این نسبت بیش از ۱۰ برابر است.

در رابطه با پاسخ‌ها نیز کسانی که در رأی‌گیری شرکت کرده‌اند، به طور متوسط ۱۵۷ نفر مخالف پاسخ‌های الف، شورای نگهبان و وزارت کشور در دفاع از سلامت انتخابات بوده‌اند و ۱۰۵ نفر موافق پاسخ‌ها بوده‌اند. یعنی اقناع نشدگان سلامت انتخابات با وجود تلاش انجام شده، ۵/۱ برابر اقناع شدگان هستند.

البته این به معنای عدم توجه معترضان به پاسخ‌ها نیست، چرا که در رابطه با پرسش درباره نامه جعلی وزیر کشور به رهبری، با توجه به استدلال‌های مطرح شده، قانع شدگان نسبت به جعلی بودن نامه ۱۶۸ و قانع نشدگان ۷۵ نفر هستند . که نشان می دهد اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای به معترضان داده شود، اکثریت آن‌ها همراهی می‌کنند.

در این شرایط اگر جهت‌گیری سایت «الف» که کاملاً حامی انتخابات و مخالف معترضان است، بر نوع مخاطبان آن در نظر گرفته شود، شرایط عدم اقناع عمومی معترضان محسوس خواهد بود. بدین معنا که نسبت بینندگان معترض و اقناع نشده در سایت‌های میانه‌روتر مانند تابناک، عصر ایران و فردا قطعاً نسبت به سایت الف بیشتر است.

نظرسنجی سایت الف نخستین نظرسنجی در باره تقلب در انتخابات نبوده ،آخرین نیز نخواهد بود.مخاطبان سایت اینده و الف در نظرهایی که برای این گزارش ارسال کرده اند خواستار ادامه این نوع تلاش ها توسط دیگر وب سایت ها بویژه وب سایت های بی طرف شده اند.

به نظر می رسد به جای حذف صورت مساله و نادیده گرفتن واقعیات، بهتر است فضایی آزاد برای طرح دیدگاهها پیرامون تقلب در انتخابات شکل گیرد

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه هفتم بهمن 1388  |
 راه اهن شیراز اصفهان
تصاویر منتشره از راه‌آهن اصفهان-شیراز پس از افتتاح و اولین جابه‌جایی مسافر، خود گویای نوع فعالیت در این زمینه است.

به گزارش سایت خبری نوروز، راه آهن اصفهان - شیراز که به تازگی افتتاح شده است، پس از عبور اولین قطار از روی این مسیرکلیه ابنیه فنی پروژه نابود شده است و لازم است با هزینه‌های قابل توجه (علاوه بر هزینه هنگفت ساخت راه‌آهن) کلاً تخریب شده و مجدداً از ابتدا ساخته شود.

در ادامه تصاویری از این خسارت، پس از عبور قطار ارائه شده است. لازم به ذکر است که براساس خبر درج شده در روزنامه خبر جنوب مورخ 17/3/88، عبور قطار از روی راه‌آهن تا اطلاع ثانوی ممنوع است.

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

راه‌آهن شیراز - اصفهان

از دیگر ویژگی‌های قابل ذکر این راه‌آهن می‌توان به این موارد می‌توان اشاره کرد:

- آخرین مرحله پیش از بهره‌برداری از مسیر راه‌آهن کنترل «سیگنالینگ» مسیر است و جالب آن که بدانیم هفته گذشته مناقصه جهت انتخاب پیمانکار سیگنالینگ این مسیر برگزار شده و هنوز انتخاب پیمانکار صورت نگرفته است.

- به طور معمول پس از تکمیل هر مسیر راه‌آهن، به منظور تأمین ایمنی، تا مدتی در حدود یک تا چند هفته لازم است از این مسیر جهت عبور بار استفاده شود، در حالی که مسیر مورد نظر با استفاده از «خانواده‌های معظم شهدا» آزمایش شد.

- مسئولین استانی همراهی‌کننده، با طولانی شدن مسیر به تدریج از قطار پیاده شده و با وسیله زمینی به ادامه مسیر پرداخته و برخی نیز به شیراز بازگشته‌اند

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه هفتم بهمن 1388  |
 پاسخ اطاعت نماینده سابق داراب به برخی مصاحبه ها ژس از مناظره اش در تلویزیون
در پی مناظره تلویزیونی جواد اطاعت(اصلاح طلب) و علیرضا زاکانی(اصولگرا) در برنامه روبه فردا ، برنامه های تلویزیونی متعددی علیه اطاعت پخش شد و برخی مسوولان اظهارات او را غیر واقعی نامیدند.
از این رو ، اطاعت نیز با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به رئیس صدا و سیما از وی خواست اگر به قیامتی معتقد است با وجدان خودش خلوت کند و جلوی این دروغ پردازی ها در رسانه ملی را بگیرد.

متن کامل نامه اطاعت به نقل از سایت شخصی وی در زیر می آید:

بسمه تعالی
جناب آقای مهندس ضرغامی
رئیس محترم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

با سلام، همانگونه که مستحضرید اینجانب در روز پنج شنبه مورخه 24/10/88 به دعوت برنامه رو به فردا (شبکه 3) در گفتگویی با حضور آقای دکتر زاکانی پیرامون مسائل اخیر در صدا و سیما حضور یافتم.

 در این برنامه حدود چهل دقیقه (کمتر یا بیشتر) به ایراد مطالبی پرداختم، از این مطالب یک مثال در مورد افتتاح طرح نیمه تمام قطار اصفهان-شیراز زدم و در پاسخ به سوال مجری محترم در خصوص تایید و رد صلاحیت در انتخابات مجلس هفتم و همچنین عملکرد عمرانی دولت در شهرستان داراب حدود کمتر از دو دقیقه پاسخی ارائه دادم (5 درصد زمان گفتگوی اینجانب).

 این در حالی است که صدا و سیمای استان فارس در ساعات پر بیننده در پاسخ به آن دو دقیقه، مطالب سراسر کذب، انحرافی، بی ارتباط با مطالب مطرح شده اینجانب را در موارد مختلف و متعددی ضبط و پخش نمود.

حال اگر می خواهید بر خلاف مطالب مطرح شده در روزنامه جام جم (26/10/88) که مربوط به سازمان تحت مدیریت جنابعالی است در خصوص علت عدم حضور اصلاح طلبان بدانید چرا اصلاح طلبان به صدا و سیما نمی آیند و چرا اعلام کردم با اکراه به این برنامه آمدم و چرا بخش عظیمی از ملت ایران به جای مراجعه به صدا و سیمای جمهوری اسلامی به رسانه های خارجی چون بی بی سی، رادیو فردا و صدای آمریکا و... مراجعه می کنند، واقعا اگر میخواهید ازاجرای عدالت در این رسانه که از پول بیت المال تغذیه می کند اطلاع بیشتری پیدا کنید، مطالب ذیل را مطالعه و جدا برای ترمیم عدم اعتماد مردم به آن رسانه، گزارشی از این مطالب که مستندات آن خوشبختانه در صدا و سیما موجود است برای تنویر افکار عمومی پخش نمایید تا تکلیف صداقت و سلامت نفس با دروغ، هیاهو و مطالب خلاف واقع روشن شود و اینجانب به عنوان ذینفع و ملت ایران بدانیم که هنوز هم می توان به آن رسانه اعتماد کرد، مطالب آنرا شنید و بدان امید داشت.

*الف- قبل از گزارش عملکرد صدا و سیمای فارس لازم به ذکر است آنگونه که من شنیدم در تاریخ 27/10/88 سیمای جمهوری اسلامی تحت عنوان تبلیغ برنامه رو به فردا جمله ای از صحبت های اینجانب را گزینش و پخش کرد (( که من انتخابات را تایید و در مصاحبه ای آن را بیان کرده ام)) این در حالی است که این جمله مربوط به انتخابات سال 1384 (ریاست جمهوری نهم) بود و نه انتخابات خرداد 1388. انتشار این دروغ عملی غیر اخلاقی، قبیح و دور از شان آن رسانه است. (به مطالب پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی در روز 27/10/88 مراجعه فرمایید).

*ب- در مورد قطار اصفهان- شیراز اشاره کردم که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم (خرداد 88) این طرح بصورت ناتمام افتتاح شد. ریل های راه آهن در مبادی ورودی به شهر شیراز بجای ساختن پل، از طریق پر کردن رودخانه با خاک به ایستگاه ناتمام شیراز متصل گردید و فقط از این ایستگاه بصورت نمایشی تعدادی مسافر را بمنظور شرکت در مراسم ارتحال امام سوار نمودند و صدا و سیما نیز در آن زمان گزارشی از این افتتاحیه را پخش نمود. پس از آن یک قطار باری از ریل خارج و بطور کلی حمل مسافر و یا بار از ایستگاه شیراز متوقف گردید.

در حالی این واقعیت تلخ را مطرح کردم که آقای رضازاده استاندار سابق فارس با مغلطه کاری و طرح مطالب کذب، گزارش مفصلی از صدا و سیمای فارس را به مردم استان ارائه دادند و اینجانب را متهم به دروغگویی کردند.

خوشبختانه چندی پیش سیمای جمهوری اسلامی در یک بخش خبری خود گزارشی از عدم اتمام این پروژه، پل های نیمه ساخته، ریل های خارج شده از خط و ... را پخش نمود، که جنابعالی را به آرشیو سیمای جمهوری اسلامی ارجاع می دهم.

مضافا اینکه نماینده محترم شیراز آقای مهندس دستغیب به این افتتاح اعتراض نمودند، مطبوعات و رسانه های اینترنتی تصاویر تاسف باری از این واقعه را در همان روزها منعکس کردند و همه مردم شیراز از عدم اتمام این پروژه اطلاع دارند واخیرا معاون عمرانی استانداری درخواست بودجه برای تکمیل این طرح ناتمام را مطرح کرده است.

*ج- مطالب سراسر کذب مطرح شده در صدا و سیمای فارس از جانب فرماندار زرین دشت نیز جالب است که توجه جنابعالی را به آن جلب می کنم.

*1- در پاسخ مجری محترم که آیا شما در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدید؟ پاسخ اینجانب مثبت بود و همانگونه که میدانید من به همراه بیش از هشتاد نفر از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم برای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدم و از گردونه رقابت ها حذف گردیدم، این در حالی است که هم در سیمای فارس و هم در صدای فارس، فرماندار کنونی شهرستان زرین دشت اعلام داشته اند که اطاعت دراین مورد دروغ گفته و ایشان تایید صلاحیت شده اند؛ اما رای نیاورده است؟!!

*2- فرماندار زرین دشت دراین گزارش دروغ در صدا و سیمای فارس اعلام کرده اند که آغاز عملیات اجرایی ساخت بیمارستان حاجی آباد فارس در سال 1384 و با روی کار آمدن دولت اصولگرا انجام گرفته است.

دراین خصوص نظر جنابعالی را به صفحه 3 پیوست لایحه بودجه سال 1381 کشور، ردیف 30303506 که سال آغاز عملیات اجرایی را 1381 اعلام کرده و ردیف 30303506 پیوست شماره یک لایحه بودجه 1382 در صفحه 22 و همچنین پیوست شماره یک بودجه 1383 کل کشور در صفحه 25 ردیف 30303506 که برای تکمیل طرح و اتمام آن در سال 1384 در مجلس تصویب شده است را جلب می کنم.

 همانگونه که در اسناد بودجه پیداست در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بصورت متوالی این پروژه اعتبار دریافت داشته و در دوره اینجانب و با حضور اینجانب، مقامات بهداشت و درمان استان فارس، مسئولان محلی و تعدادی از اهالی حاجی آباد، پس از تجهیز کارگاه، عملیات اجرایی این طرح آغاز و می بایست در سال 1384 به اتمام برسد که متاسفانه با چهار سال تاخیر هنوز افتتاح نشده است. (علاوه بر سند لایحه بودجه، آرشیو سیمای فارس نیز گواه و مستند خوبی است که می توانید مراسم آغاز بکار عملیات اجرایی را ملاحظه بفرمایید).

*3- فرماندار زرین دشت در سیمای فارس به دروغ اعلام داشته که دردوره نمایندگی آقای اطاعت، زمانیکه در بخش ایزدخواست زلزله آمده بود برای گرفتن اقلام مورد نیاز مردم به فرمانداری زرین دشت مراجعه کردم، آقای اطاعت در پاسخ به من گفته اند دموکراسی چرت است و چون شما با دولت اصلاحات هماهنگ نیستید ما به شما کمکی نمی کنیم؟!
 در پاسخ به این دروغ باید بگویم که نظر اینجانب در مورد دموکراسی در کتاب ها، مقالات و مصاحبه های متعدد منعکس شده است. در ثانی ایشان در آن مقطع عضو شورای شهر حاجی آباد بود و در بخش ایزد خواست ( شهر پیر، دهنو، دره شور) و دبیران زلزله آمده بود و ایشان مسئولیتی در توزیع اقلام ارسالی برای زلزله زدگان نداشتند.

 من هم نماینده مجلس شورای اسلامی بودم نه توزیع کننده اقلام و مایحتاج عمومی. احتمالا ممکن است مقامات شهرستان برای جلوگیری از حیف و میل اموال متعلق به مردم زلزله زده و سوء استفاده احتمالی از آنها از دادن اقلام به افراد متفرقه و غیر مسئول و از جمله ایشان امتناع کرده اند. آیا صدا و سیما جای طرح مطالب سخیف اینچنینی است؟

*4- آقای خوشبخت فرماندار فعلی زرین دشت میزان پیشرفت فیزیکی سد خسویه در دوره نمایندگی اینجانب را بر خلاف واقع ده درصد اعلام کرده اند، لازم به ذکر است که عملیات اجرایی این پروژه در دوره اینجانب آغاز و بیش از 80 درصد آن در سال 1383 انجام گرفته بود و در سال 1384 قبل از شکل گیری دولت اصولگرا به اتمام رسیده بود که در اوایل این دولت افتتاح شد (شما را به گزارش خبری سیمای فارس از مراسم کلنگ زنی و افتتاحیه آن ارجاع می دهم تا دروغ این مسئول بی مسئولیت روشن شود).

*5- مضحک تر آنکه فرماندار زرین دشت در نقش روابط عمومی فرمانداری داراب در سیمای فارس به دروغ گفته اند، اطاعت 14 سال قبل یک کارخانه کنستانتره را کلنگ زنی کرده است که انجام نشده است.

جالب است بدانید 14 سال قبل یعنی سال 1374. من در خرداد 1380 نماینده داراب شدم و شش سال قبل از آن در دوره مجلس چهارم هیچ مسئولیتی در شهرستان داراب نداشتم و در دانشگاه مشغول تحصیل بوده ام. در ثانی نامبرده اعلام کرده که این کارخانه مربوط به شهرام جزایری بوده است؟!! که کاملا حرف دروغ و مضحکی است.
 این کارخانه متعلق به آقای علی اصغر قربانی بوده است و نه شهرام جزایری که به دلیل عدم اختصاص وام و عدم توجیه اقتصادی، نامبرده در شهرک صنعتی داراب در صدد ساخت یک کارخانه آرد بجای کارخانه کنستانتره بر آمده اند. ایشان باز به دروغ گفته اند که صاحب کارخانه 200 هکتار زمین دریافت داشته اند.این در حالی است که این سخن از اساس دروغ است. وی در دولت اصولگرا در شهرک صنعتی داراب زمینی را بر اساس مقررات شهرک های صنعتی خریده است. (استعلام شما از اداره کل صنایع استان فارس می تواند موید دروغ پراکنی این شخص و سیمای فارس باشد).

*د- اظهارات گهربار سرپرست راه آهن فارس در صدا و سیمای فارس در خصوص اتمام پروژه راه آهن و دروغ گویی اطاعت، نیز نیازی به پاسخ ندارد. در این خصوص شما را به بند ((ب)) همین نامه ارجاع می دهم.

*ه- اظهارات رئیس آموزش و پرورش داراب در سیمای فارس در مورد بازسازی تعدادی مدرسه و اختصاص مبالغی به طرح های عمرانی نیز در نوع خود جالب بود. اختصاص وام به طرح های زودبازده و یا آسفالت چند جاده و... نیز از گزارش عملکرد این مسئولان در سیمای فارس منتشر شد که لازم می دانم مجددا تاکید کنم در دوره سه ساله اینجانب دهها طرح بزرگ و نیمه بزرگ در شهرستان های داراب و زرین دشت به انجام رسید و متاسفانه در این پنج سال بجز اختصاص اعتبارات جاری و عمرانی محدود و ساخت سالن ورزشی که دراین مورد هم قابل مقایسه با آن سه سال نیست ، تا این تاریخ هیچ طرح عمرانی بزرگ و نیمه بزرگی آغاز نشده و یا به بهره برداری نرسیده است و آنچه بیان داشته ام جز حقیقت نبوده و نیست (شما را به آرشیو صدا و سیمای مرکز فارس ارجاع می دهم که بدانید در آرشیو این سازمان هیچ سابقه ای از آغاز به کار طرح بزرگ یا نیمه بزرگی  وجود ندارد بجز در مواردی که یک طرح پس از افتتاح در دوره اینجانب دو باره در دولت اصولگرا افتتاح شده ودر ارشیو صدا وسیمای فارس سابقه دو بار افتتاح موجود است لذا مطالب گسترده و طرح شده در صدا و سیمای فارس بر علیه اینجانب کاملا بی اساس و بی پایه بوده است).

*و-  به تبع حرکت غیر اخلاقی و به تعبیر من غیر اسلامی صدا و سیمای فارس، رسانه های اصولگرا از جمله خبرگزاری فارس، رجانیوز، ایرنا و روزنامه های جام جم، وطن امروز، کیهان و ... نیز مطالب کذب مطرح شده در صدا وسیما را با اضافاتی در سطح وسیعی انعکاس داده اند که بد نیست به مطالب روزنامه جام جم 26 و27/10/88 ، مراجعه بفرمایید که در اینجا من به یک مورد دیگر هم اشاره کنم.

شیخ محمد رستاد نماینده دوره پنجم که به برکت رد صلاحیت اینجانب در دور هفتم هم به مجلس راه یافت در اظهارات سراسر کذبی در روزنامه وطن امروز مورخه 27/10/88 در ص3 مدعی شده اند که کارخانه سیمان داراب در سال 1375 با پی گیری وی تصویب شده و در سال 1380 با حضور وی و آقای جهانگیری وزیر صنایع و معادن وقت افتتاح شده است.

لازم است بدانید عملیات اجرایی این کارخانه در دوره مجلس دوم،(در سال 1366) سه دوره قبل از اینکه ایشان نماینده مجلس شوند آغاز گردیده بود و در 11 خرداد 1382 دردوره نمایندگی اینجانب و با حضور آقای جهانگیری، آقای انصاری استاندار فارس و مسئولان استانی و شهرستانی و با سخنرانی اینجانب و آقای جهانگیری افتتاح شد. آقای رستاد در سال 1366 طلبه حوزه علمیه و در سال 1382 پیشنماز صدا و سیمای فارس بوده اند و در زمان تصویب و افتتاح این کارخانه هیچگونه مسئولیتی نداشتند. (گزارش این افتتاحیه در بخش های مختلف خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی منعکس است و شما را به آن ارجاع می دهم).

ثانیا وی در مورد سد رودبال داراب نیز ادعای عجیبی مطرح کرده است، ایشان فرموده اند سد رودبال در لوایح بودجه مجلس پنجم بودجه دریافت داشته است و 20 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. سند لوایح بودجه گواه خوبی در این خصوص است. این طرح برای اولین بار در سال 1381 در دوره نمایندگی اینجانب ردیف بودجه دریافت داشت (لایحه بودجه سال 1381 پیوست شماره یک ص127 ردیف 40201437سال شروع 1381،سال اتمام 1385). عملیات اجرایی این سد در زمستان سال 1381 با حضور اینجانب و آقای بیطرف وزیر نیرو آغاز گردید (خبر آن در آرشیو صدا و سیما و رسانه های محلی انعکاس یافته است. شما را به آرشیو صدا و سیما ارجاع می دهم).

این پروژه در لوایح بودجه سال های 1382، پیوست شماره یک صفحه68، ردیف 40201437 سال شروع 1381 سال اتمام 1385، و همچنین لایحه بودجه 1383 پیوست شماره یک صفحه 71، ردیف 40301437 ، در دوره سه ساله نمایندگی اینجانب بطور متوالی بودجه دریافت داشته و بر اساس سند لایحه بودجه قرار بوده است در سال 1385 افتتاح گردد که متاسفانه بعد از گذشت سه سال از مهلت مقرر هنوز به اتمام نرسیده است.

 جالب است بدانید در حالی آقای رستاد با دروغ گویی مدعی است این طرح در دوره مجلس پنجم (که در خرداد 1379 به اتمام رسید) 20 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، که آقای رضازاده استاندار دولت اصولگرای نهم در سیمای فارس اعلام داشته است پیشرفت فیزیکی آن در سال 1383، 15 درصد بوده است؟! که این رقم اگرچه دروغ آقای رستاد را اثبات می کند در عین حال درست نیست.

در پایان لازم است به این نکته اشاره کنم که آقای ضرغامی هدف از تصدیع وقت جنابعالی و خودم، نه این است که از خود دفاع کنم که خداوند مدافع خوبی است و فردای قیامت جنابعالی به عنوان مسئول صدا و سیما و همه ی این افراد باید در پیشگاه حضرت باریتعالی پاسخگوی اعمال و رفتار خویش باشید و افکار عمومی و مردم عزیز ایران، بویژه خطه فرهنگ پرور فارس، بخصوص اهالی داراب و زرین دشت بخوبی از این مسائل آگاه هستند؛ اما هدف اصلی من آن بوده و هست که از باب امر به معروف و نهی از منکر به وظیفه ایمانی خود عمل نموده و به جنابعالی متذکر شوم که اگر در سطح کلان ملی تصمیم گرفته می شود گفتگویی بین جریان های سیاسی برقرار شود نباید از رسانه ای که از پول این ملت اداره می شود، در مقابل 2 دقیقه پاسخ منطقی و درست اینجانب به مجری محترم، 95 درصد مصاحبه را کنار گذاشته و راجع به آن 5 درصد، ساعت ها در صدا و سیمای محلی (فارس) مطالب صد در صد خلاف و دروغ علیه اینجانب منتشر گردد.

 این یک نمونه از هزینه کردن بیت المال در راه حرام و دروغ پراکنی رسانه ای است که باید مبلغ اسلام و مروج اخلاق اسلامی باشد و نباید با این شیوه چوب حراج به سرمایه اعتماد ملت نواخته شود.
 به مصداق حدیث شریف حاسبو قبل ان تحاسبو، از جنابعالی درخواست می کنم با خدای خویش خلوت کنید و اعمال و رفتار خود را با محک وجدان بسنجید و با پی گیری آرشیو صدا و سیما در مورد مطالب فوق و مقایسه آن با مطالب مطرح شده در سیمای فارس، در ابتدا خود را بازخواست کنید و در ثانی اگر واقعا معتقدید که فردای قیامتی هست، پنج درصد از فرصتی که به مسئولان فعلی و سابق دولت اصولگرا و برخی افراد غیر مسئول و بی تعهد در این چند روز در صدا و سیمای فارس اختصاص داده اند را به اینجانب اختصاص دهید تا بتوانم پاسخ درخور این دین به دنیا فروشان را بدهم. در اینصورت است که مطمئنا اعتماد نخبگان، جریان های سیاسی و بویژه مردم به صدا و سیما باز خواهد گشت.

 در غیر اینصورت باید شاهد گرایش بیشتر مردم به رسانه های خارجی باشید و در فردای قیامت نیز در قبال ملت بزرگ ایران و افرادی چون من هیچ پاسخی نخواهید داشت.  

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید***شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد.
والسلام علی من اتبع الهدی
جواد اطاعت
29/10/1388
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه ششم بهمن 1388  |
 برنامه نود و اس ام اس سبزها به نقل از آزادی ایرانی

یک دوشنبه شب سبز با برنامه نود

 

http://azadiirani.blogfa.com/علیرغم کوتاه بودن برنامه نود و  میل شدید اکثر سبزها به انتخاب گزینه یک بعد از دیدن سوال برنامه- چرا که گزینه اول  مدیریت ضعیف  بود  و این یعنی یک نه به دولت- و باوجود مشکل در ارسال اس ام اس  باز هم بیش از یک ملیون و هشتصد هزار رای و اس ام اس اعلام شد که ۸۰ درصد آن طبق قرار قبلی سبزها گزینه آخر را انتخاب کردند- هر چه بود و باشد و امشب گزینه اخر گزینه شماره ۳ بود-....

 فردوسی پور در میانه برنامه اعلام کرد با وجود اینکه خطها امشب شلوغ هست اما اگر شما چندبار سعی کنید موفق می شوید پیامک خود را ارسال کنید! به نظر می رسد که ترافیک سنگین ایجاد شده و از طرفی کنترل و نگهداری و عدم ارسال به موقع پیامکها باعث شده بود که تعداد واقعی پیامکها را نگذارند تا پایان برنامه مشخص شود که امیدوارم برنامه نود بتواند با صداقت در صورت ارسال پیامکهای نگه داری شده توسط مخابرات بعد از اتمام برنامه تعداد آن را در سایت خود اعلام کند...

دادکان مهمان برنامه گفت یکی از افتخاراتش دریافت نشان افتخار از آقای خاتمی ست....

و یکی از افتخارات دیگر دادکان حکم اخراجش از سوی  علی آبادی رییس تربیت بدنی و معاون احمدی نژاد اعلام شد!

برنامه نود امشب  یک برنامه سبز بود.....

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه پانزدهم دی 1388  |
 از میز پینگ پنگ تا حیاط عباس آقا! (قسمت چهارم) - شانس هم عشقیه! ناصر مردانی
کار تئاتر شکل نمی گیرد مگر با همکاری همه ی آدمهای دست اندر کار در این پدیده ی فرهنگى. آنچه كه در آن سال ها تئاتر دانشجویی شیراز را می ساخت فقط شامل دانشجويان نويسنده، كارگردان و بازيگر نبود بلكه حاصل همكارى همه ى آن دانشجويانى بود كه در روى صحنه و پشت صحنه كار مى كردند به خصوص در سال های اول شروع اوج گیری تئاتر در دانشگاه، از کسی که مسول فروش بلیت در خارج از سالن اجرا بود تا سرپرست گروه و طراح صحنه، پوستر و بروشور، گریمور، مسول نور و صدا و فیلم برداری و ...همه با هم تلاش می کردند تا کار به روى صحنه برود و البته همه هم بی مزد و مواجب!

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه پانزدهم دی 1388  |
 
http://aloiran.persianblog.ir/

http://azadiirani.blogfa.com/

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در دوشنبه چهاردهم دی 1388  |
 نگاهی به نمایش «اتوپیای مشکوک» به کارگردانی نگار عدالت و الهام قشقایی-جهانمیری

 


نگاهی به نمایش «اتوپیای مشکوک» به کارگردانی نگار عدالت و الهام قشقایی

نوشته ی  آذر نجیبی (کارشناس ارشد ادبیات نمایشی دانشگاه تهران)

    «اتوپیای مشکوک» ، از آثار اجرا شده در بیستمین جشنواره ی تئاتر استان فارس، روایتگر قصّه ی زندگی دو زوج است، دو زوج          خیلی دور، خیلی نزدیک.

   زوج اول زن و شوهری هستند در افغانستان جنگ زده ی عقب مانده که فقر و فلاکت و درماندگی ، سودای مهاجرت به آرمان شهری را در دل آنان پرورانده، آرمان شهری که در آن می توانند حتّا با گدایی ، زندگی مرفه تری را نسبت به آنچه در موطن خویش دارند، برای فرزندانشان فراهم آورند و آینده ی بهتری را برایشان رقم زنند.

   و اما زوج دوم، خود ساکن همان آرمان شهرند، ایران، ولی آنچنان از فشارهای اجتماعی و ناملایمات، خسته و به تنگ آمده، که خود سودای دیاری دیگر را دارند و آنها هم برای رسیدن به آرمان شهر خویش به آب و آتش زده اند. آنها باید بروند و در این میان ، حضور فرزندی می تواند تضمینی باشد بر ماندن آنها در آن غریبستان. پس ، قبل از ازدواج رسمی و اعلام رابطه ی خویش به خانواده ها، خطر کرده اند و اکنون زن باردار است و ظاهراً به دلیل شرایط خاص جسمی و احتمال سقط جنین، در بیمارستان بستری... .

   به روایت اوّل بازمی گردیم ؛ زوج افغانی هم می پندارند شکم برآمده ی زنی باردار ، برای جلب ترحم و کسب درآمد بیشتر، خود ابزاری کارآمد است و بدین سبب قصد دارند کارخانه را دوباره به کار اندازند و پس از افزودن عضوی دیگر به لشکر شکست خورده ی خود ، به راه افتند . در میان جملات مرد افغان می شنویم که حتّا حاضر است در صورت فرمانبری همسر، دیگر مادر او را ،که به دلیل علاقه به          آوازه خوانی مطرود جامعه است ، به الفاظ بد نخواند و بر او انگ بدکارگی نزند!

   و باز در این سو دغدغه های زن ایرانی لحظه به لحظه نمایانتر و عریانتر می شود . او احساس می کند که مردش با او برخورد صادقانه ای ندارد و به قول معروف ریگی به کفشش است. از سویی، وقتی سند ازدواجی را که قرار بر تنظیم آن بوده، طلب می کند با بهانه تراشیهای پی در پی مواجه می شود و از دیگر سو در لابلای گفته های مرد می شنود که کار اقامت خود را در کانادا، از طریق دانشگاه، تا حد زیادی پیش برده است . پس برای زن ایرانی هم رویای زندگی در آرمان شهر ، کابوسی هولناک شده و معلوم نیست که بالاخره بر سر خود و فرزند در راهش چه خواهد آمد... .

 

   شاید رگه های نگاه یکسویه و فمینیستی ، خصوصاً در قصّه ی زوج ایرانی چندان دلچسب نباشد، امّا در مجموع، قصّه آنچنان منسجم و روان بازگو می شود که هریک از ما در میان تار و پود در هم تنیده ی آن ، قطعاتی از زندگی خود و یا انسانهای پیرامونمان را می بینیم و در آنچه هست و آنچه باید می بود، اندیشه  می کنیم . به زعم من، نمایشنامه شعار نمی دهد و نسخه نمی پیچد ، بلکه با رویکردی بسیار واقعگرایانه زوایای پنهان و حتّا جزئیات بی اهمیت زندگی را بازمی نمایاند و مخاطب خود را درگیر می کند. 

 

   و امّا نقبی به شیوه ی اجرایی و بازیها :

   کارگردانان نمایش در یک طراحی ساده ، صحنه را به دو نیمه تقسیم کرده و در هر سو با قطع و وصل نور یک روایت را بازگو          می کنند . در ابتدای نمایش، رقص پنهانی زن افغان با صدای ضعیف موسیقی ای که از رادیوی کوچک در دستش پخش می شود، لحظه ی زیبایی را خلق می کند که بلافاصله با ورود شوهر و دست به دمپایی شدنش(!) فضا دگرگون شده و در میان دعواها، بازگویی قصه ی آنها آغاز می شود . کار بازیگران بر روی حرکات و سکنات و خصوصاً گویش افغانی ، بسیار خوب است و حتّا گاهی لهجه چنان درست و واقعی ادا می شود که تماشاگر ایرانی از درک واژگان عاجز می ماند و قسمتهایی را از دست می دهد. در این قصّه، تراژدی تلخ زندگی خانواده ی افغان با طنز ظریفی آمیخته و تا حدی تلطیف می شود.

   ولی در قسمت چپ صحنه، در بیمارستانی که محل روایت داستان زوج ایرانی است، خبری از خنده های هر از گاه تماشاگران نیست و آنچه هست ، تلخی و سردی و ناامیدی و درد زن باردار است .  در این بخش هم ضرباهنگ مناسب و بازیهای درخور، تماشاگر را جذب و منتظر شنیدن ادامه ی قصّه می کند. قصّه ای که هیچگاه به پایان نمی رسد و به همراه مخاطبین  از تالار نمایش خارج می شود .

   و اما تمهید کارگردانان برای پایان نمایش، بسیار خلّاقانه و تحسین برانگیز است . زن افغان جامه ی خود را چونان پرده ای رو به تماشاگران می گشاید. تصویری بر اندام او نقش می بندد، نمایی از تصویر سیاه و سفید سونوگرافی که زندگی جنینی را در رحم مادر نشان می دهد . جنینی که قرار است قدم در دنیای بی رحمی گذارد که نماهای بعدی تصویرگر آن است؛ دنیایی پر از فقر، خشونت، تبعیض و فریادهای در گلو مانده و بغضهای فروخورده، دنیایی که هنوز در آن پا نگذاشته باید به دنبال اتوپیایی مشکوک دربدر شد.

 

   و من :

     « من این سمت کوچه

      دوست دارم بروم سلام کنم به آن بیوه ی غمگین

      کارگران اهل افغانستان را هم دوست می دارم

       بند کفش های کهنه، ناس، نماز، علف، آینه

        حتا صدای بیل و ماسه های خیس. »         

                                                                ( از شعر"الف، تنفس هو"، سروده ی سید علی صالحی)

 

وحید جهانمیری نژاد

                                                                                                                   12/9/88

 

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه نهم دی 1388  |
 کانونها باید از طریق رای گیری هیئت مدیره خود را انتخاب و معرفی کنند
کانون بازیگران و کارگردانان تئاتر شیراز و فارس برای انتخاب هیئت مدیره و همچنین تهیه ایین نامه مورد قبول اکثر اعضا باید طی فراخوان و اطلاع رسانی نشست و جلسه ای برگزار کرده و طی فرایندی انتخابی و آزاد  بتوانند هیئت مدیره موقت و دائمی خود را معرفی نمایند.
|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه نهم دی 1388  |
 تشکیل شورای تئاتر از طریق معرفی اعضا توسط کانونها
شورای تئاتر استان فارس و شیراز با پانزده یا شانزده عضو تشکیل شد. در نشستی که با حضور چهره های شاخص بازیگری کارگردانی و نمایشنامه نویسی در تالار لایق برگزار شد. کانونهای نمایشنامه نویسی- نویسندگان تئاتر- و  منتقدین تئاتر و نمایش خیابانی و کودک و نوجوان که پیش از این مراحل اولیه تهیه اساسنامه داخلی-ایین نامه - را طی و هیئت موقت مدیره را انتخاب کرده بودند به همراه بازیگران و کارگردانان مطرح دعوت شده و تنی چند از پیشکسوتان تئاتر  افراد منتخب خود را جهت حضور در شورا معرفی کردند و علی ثابت رییس دایره ادبی هنری نیز افراد مدنظر خود را به این جمع اضافه کرد.

رحیم هودی- احمد سپاسدار-علی نقی رزاقی-عباس بیاتی- صراطی- اصغر زیبایی نژاد-نادعلی شجاعی-رضا عباسی-امین پرس-آرمان طیران-محمود ناظری-مهران مقدر-قهرمانی-فلاح-مرتضی معاون مالی اداری-و علی ثابت

کانونهای بازیگری و کارگردانی موظف شدند جلسات درونی خود را برگزار و ایین نامه خود را آماده ساخته و همراه با برنامه های یکساله خود همزمان با سایر کانونهادر جلسه بعدی ارائه بدهند.

کانونهایی که تشکیل شده یا قرار است تشکیل شوند:

کانون نویسندگان تئاتر-کانون منتقدین تئاتر-کانون بازیگران-کانون کارگردانان-کانون نمایشهای خیابانی- کانون تئاتر کودک و نوجوان و عروسکی-کانون نمایشهای آیینی سنتی مذهبی -کانون طراحان(صحنه-لباس-نور-گریم-موسیقی)

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در چهارشنبه نهم دی 1388  |
 جمله های قصار-4
 

هیچکی نمی تونه  اون کسی رو  پیدا کنه

که خودش  خودشو گم کرده باشه!

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه هشتم دی 1388  |
 جمله های قصار-3
شاید اگه آدم می دونست آخرش چی میشه

هیچوقت هیچ کاری نمی کرد.............

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در سه شنبه هشتم دی 1388  |
 جمله های قصار-2
برای اونایی که دنبال غنیمتن

همیشه یک جنگی هست......

|+| نوشته شده توسط محمود ناظری در یکشنبه ششم دی 1388  |
 
 
بالا